تبلیغات
هبوط - مطالب ابر کویریات

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
نیاز
نظرات |

ای خدای بزرگ!

 

تو چه باشی و چه نباشی ،  من اکنون سخت به تو نیازمندم .

 

 تنها به این نیازمندم که تو باشی . 

 

اسلام شناسی



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : نیاز-خدا-کویریات-کویریات دکتر شریعتی-اسلام شناسی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394
زمان : 12:56 ب.ظ
راه سوم
نظرات |

چه تنگنای سختی است: 

یک انسان یا باید بماند یا برود 

و این هردو، 

اکنون برایم از معنی تهی شده است 

و دریغ که راه سومی هم نیست! 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-کویر-راه-تنگنا-انسان-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
زمان : 09:42 ب.ظ
به من تکیه کن
نظرات |

به من تکیه کن!

من تمامی هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی!

تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی!

تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم،دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند!

تمام بودنم را زانویی می کنم تا بر آن به خواب روی!

خود را، تمام خود را به تو می سپارم تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی،

از آن برگیری، هر چه بخواهی از آن بسازی، هر گونه بخواهی، باشم!

از این لحظه مرا داشته باش...



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-عاشقانه-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391
زمان : 01:04 ب.ظ
خلوت بیکرانه
نظرات |

آن خلوت بیکرانه  ی خاموش و سرد را چگونه بر دوش می کشی؟

چگونه پر میکنی؟

حرفهایت را با که می گویی؟

غم هایت را به که می دهی؟

ناله هایت را چه می کنی؟

برای قصه هایت مخاطبی نداری؟

برای تنهایت یادی نداری؟

برای دردهایت نمی نویسی؟

کسی نداری که در ان خلوت ساکت تنهائیت به او بیندیشی؟

کسی نداری که برایش فداکاری کنی؟

تلاش کنی؟ محرومیت بری؟ برایت پیغام بیاورد؟

برایت قصه سر کند؟

پس چه می کنی؟

پس به کدام قلم است که سوگند می خوری؟

پس به کدام نوشته است که قسم می خوری؟

پس کدام مرکب است که از خون شهیدان برتر می شماری؟

پس آن «لوح محفوظ » چیست که می گویی؟

آن را برای که نوشته ای ؟چرا نگه داشته ای؟

چرا نمی دهی که بخواند؟ کسی نداری؟

یا داری و نمی خواهی بخواند؟

مگر در ‌آن لوح محفوظ چه ها نوشته ای؟

خجالت می کشی که او بخواند؟

مگر حرف های لوسی نوشته ای؟

مگر تصنیف ساخته ای؟

چرا هی از لوح محفوظ حرف می زنی و نشانش نمی دهی؟

در تورات ، در انجیل ، در صحف ابراهیم، در قرآن محمد همه سخن از این لوح محفوظ است پس چرا یک سطر از آن را در این کتاب هایت که به مبعوثانت داده ای تا انسانت بخواند نیاورده ای؟

مگر این پرورده ی تو ، این امانت دار تو ، این شاگرد درس های شگفت تو ، آن که اسرار را به او تعلیم کرده ای، آنکه نام ها را که هیچ یک  از فرشتگانت از ان خبر ندارند به او آموخته ای نباید از آن لوح محفوظ خبر دار شوند ؟ راستی چرا؟

چرا محفوظ؟

این لوح سبز چیست؟ این «گفتگوهای تنهائی» ات، این دفتر زمردینت چه دارند؟

 دو تا است، « لوح محفوظ» و کتاب مبین .

آنها را نگه داشته ای که چه کنی؟

بعد ها می دهی؟

هنوز انسان طاقت کشیدن بار اسرار آن را ندارد؟

یا نه ، کمی لوس است؟

نمی خواهی آن جباریت متکبر و پر جلالت که همیشه سرچشمه ی آیات وحی بوده است چنگ ترانه ها و نغمه ها و تصنیف ها و راز و نیاز ها و سرودهای رقص و شادی و شور و شعف های صمیمانه و محرمانه و نزدیک « گردد» ؟

پس کی خواهی داد؟

ها! فهمیدم، در آخرالزمان، پس از قیام امام موعود ، پس از ظهور منجی منتقم مصلح انقلابی منتَظَر ! که دنیا را پر از عدل و صلح و سعادت خواهد کرد از آن پس که پر از ظلم و جنگ  و تیره بختی شده بود!

آری این است که در قرآن خبر داده ای که او خواهد آمد و «یاتی بدین جدید» خواهد امد و دین و کتابی تازه خواهد اورد.

پس از قرآن جز این لوح محفوظ و آن کتاب مبین چه خواهد بود؟

هیچ…

چرا…

…دین جدید

 

گفتگوهای تنهایی

 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-گفتگوهای تنهایی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 25 شهریور 1391
زمان : 01:20 ب.ظ
خوشبختی ناگهانی..
نظرات |

چه رنج ها که در خویش نیندوختیم.

یک عمر در خویش گره خوردن و سال ها نفس در سینه زندانی کردن و زندگی را, روح را, دل را همه در زیر آوار سنگین تقیه پنهان کردن طاقت فرساست.

و طاقت فرساتر از آن ناگهان احساس کردن که خفقان ها و ترس ها و تقیه ها و رنج ها و دلهره های دائم روزمره و هر ساعته و هرلحظه یکباره پایان یافته است.

خوشبختی ناگهانی] شادی بزرگ ناگهانی و رهایی ناگهانی که همه یکباره سر رسد و دو روح تشنه را ناگهان در قلب دریای زلال مهر؛ دریای بزرگ همه خواستن ها, بهشت همه ی خیال ها رها کردن دشوار است...

 

"استقبال در اورلی"

 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391
زمان : 04:19 ب.ظ
چه سخت است نتوانستن در دانستن
نظرات |

مادام دولاشاپل به شاندل:

من مثل تو بلد نیستم آنچه را حس میکنم, آن جوری که حس میکنم بگم...

 

حیف نمیتوانم, این است که من بیشتر از تو رنج می برم,

تو این شانس را داری که میتوانی بگی و من مجبورم, توی دلم نگه دارم و تحمل کنم و مخفی کنم و این است که هیچ وقت راحت نیستم, همیشه احساس میکنم که روحم سنگین است, و هر کلمه ی خوبی نیشتری است که آدم به قلبش که از فشار حرف ها و دردها و گفتن ها ورم کرده است فرو می کند و خون از آن جستن می کند و روح کمی سبک می شود..

 

گاه فکر میکنم حیف از این گنجینه ی شگفت و مرموز و قیمتی است که در روح من پنهان است و بدست من افتاده است...

 

 

استقبال در اورلی



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-استقبال در اورلی-شاندل-مادام دولاشاپل-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391
زمان : 03:39 ب.ظ
فهمیدن
نظرات |

پر بودم و سیر بودم و سیرآب

و لذتم تنها این بود که می فهمم...!

آری, کارم سخت است و دردم سخت

و از هرچه شیرینی و شادی و بازی است محروم

اما...

این بس که می فهمم!

خوب است؛

احمق نیستم...



برچسب ها : کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-فهمیدن-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد 1391
زمان : 03:34 ب.ظ
خود حقیقی
نظرات |

 

امشب با دوست خلوت کن!
خودی را که کتمان می کردی,اعتراف کن!
خود را آزاد کردن,خویشتن,خویش را به صراحت اعتراف کردن,میدانی چه شورانگیز است؟ اکنون لحظه آن فرا رسیده است که حصار را بشکنی,پرده برداری,آن را که تمام عمر در سیاه چال پنهان تو,زندانی بود رها کنی,در اینجا توئی و تنها تو!

حج

 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-حج-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 28 تیر 1391
زمان : 01:21 ق.ظ
روح های عظیم
نظرات |

چه نعمت های بزرگی در زندگی داشته ام.
هیچکس به برخورداری من از زندگی نبوده است.
روح های غیرعادی و عظیم و زیبا و سوزنده و سازنده ای که روزگار چندی مرا, بر سر راه شان, کنارشان, نشانده است!
این روح ها در کالبد من حلول کرده اند و حضور آنها همه را, در درون خویش, هم اکنون, به روشنی احساس می کنم.
همواره با آنها زنده ام و زندگی می کنم؛ در من حضور دارند؛ هرگز در زندگی, غم جدایی شان را, رنج سفرشان و دوری شان را و مصیبت مرگشان را نخواهم داشت.
چه سعادتی است که, کسی زندگی کند و یقین بداند که عزیزان اش تا مرگ با او زنده خواهند بود؛ همیشه با او خواهند بود


مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391
زمان : 01:50 ق.ظ
فقط دست ها
نظرات |

ببین!دست های ماهت را در دست های سرد و لرزانم حس نمی کنی؟دستهایت را گذاشته ام روی سینه ام،برده ام توی گریبانم،گذاشته ام روی قلبم تا حرف های مرا با دست های خودت بشنوی،باور کنی،نمی شنوی؟احساس نمی کنی که قلبم چقدر پیشت التماس می کند؟چقدر عذرخواهی می کند؟چقدر گریه می کند؟چقدر بی تابی می کند.دستهایت نمی شنود؟دستهایت هم با من قهر است؟دست راستت را همچنان گذاشته ام روی قلبم،درست روی سینه ی چپم،دست چپت را از روی سینه ام برداشتم،گذاشتم روی صورتم،ببین چقدر داغ است!ببین چقدر مهربان است!ببین چقدر تو را دوست دارد!حس نمی کنی؟دستهایت به تو هیچ چیز نمی گوید؟تو هنوز با زبان دست ها آشنا نیستی؟نه؛حیف،حیف!کاش می توانستم زبان دست ها را به تو بیاموزم.دست ها حرف های خاص خودشان را می زنند،حرف هایی را که زبان بلد نیست،نگاه بلد نیست،لب ها بلد نیستند،قلم ها بلد نیستند،شعرها بلد نیستند،موسیقی ها بلد نیستند،خیال هم بلد نیست،حرف های دست ها حرف های دیگری است،بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم می گویند،فقط دست ها،فقط دست ها،فقط دست ها...

 

 

گفتگوهای تنهایی



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-دست ها-گفتگوهای تنهایی-کویریات-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1391
زمان : 05:15 ب.ظ
من شکست نمیخورم
نظرات |

من شكست نمی خورم ،

 

ایمان و دوست داشتن روئین تنم كرده اند

 

وقتی تنهای تنهایم كردند و دنیایم قفسی سیمانی چند وجب در چند وجب ،

 

تنگ و تاریك مثل گور ،بریده از جهان و جهانیان ،

 

دور از عالم زندگان و یادها و نامها نیز از خاطرم گریخته بودند ،

 

در خالی ترین خلوت و مطلق ترین غیبت كه هیچ نبود و هیچ نمانده بود ،

 

باز هم در آن خالی و خلاء محض چیزی داشتم ،

 

درآن غیبت محض حضوری بود ،

 

در آن بی كسی محض احساس میكردم كه چشمی مرا می نگرد ، می پاید ،

 

دیده می شوم ،حس می شوم

 

"بودن"ی در خلوت من حضور دارد ، كس بی كسی ام را پر می كند ،

  

در آن فراموش خانه ی نیستی و مرگ و تاریكی و وحشت یار تماشاگری دارم

 

كه یاد و وجود و حیات و روشنی را در رگهایم تزریق می كند ،

 

حتی گاهی سلامش می كنم ،

 

گاهی از او خجالت می كشم ، گاهی از او چشم می زنم

 

مواظب اعمال و رفتار و افكار و حركات خویشم ،

 

گاهی در آن قبر تنها خودم را برایش لوس می كنم ،

 

از اینكه می بینم از من راضی است ، از كارم خوشش آمده است

 

 به خودم می بالم ، كیف می كنم ،

 

خودخواهی ام اشباع می شود .

 

سرفرازم و مغرور و قوی و روشن و خوب



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : شکست-ایمان-دوست داشتن-کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1391
زمان : 07:19 ب.ظ
تنهایی
نظرات |

حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائی است ،

بی آشنا بودن است ،

گنج بودن و در ویرانه ماندن است ،

وطن پرست بودن و در غربت بودن است .

عشق داشتن و زیبائی نیافتن است ،

زیبا بودن و عشق نجستن است ،

نیمه بودن است ناتمام زیستن است

بی انتظار گشتن است ،

چنگ بودن و نوازنده نداشتن است ،

نوازنده بودن و چنگ نداشتن است

متن بودن و خواننده نداشتن است

در خلا زیستن است ،

برای هیچ کس بودن است

برای زنده بودن کسی نداشتن است

بی ایمان بودن است

بی بند و بی پیوند و آواره بودن است

جهت نداشتن است

دل به هیچ پیوندی نبستن است

جان به هیچ پیمانی گرم نداشتن است .

اینها درد های وحشی بود

دردهای دل های بزرگ و روح های عالی

چگونه انسان می تواند باشد و رنج نکشد ،

باشد و دردمند نباشد ؟

من به جای بی رنجی و بیدردی همیشه آرزو می کرده ام که خدا مرا به غصه ها و گرفتاری های پست

و متوسط روزمره مبتلا نکند ، بکند اما روحم ، دلم ، احساسم را در سطحی که این دست اندازهای

پست را حس کند پایین نیاورد ، چه کسانی از چاله وله های راه رنج می برند و خسته می شوند و

به ناله می آیند ؟ کسانی که می خزند بیشتر ، آنهایی که می روند کمتر ،آنها که می پرند هیچ …

___________

گفتگوهای تنهایی ص ۷۲۴



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-کویریات-گفتگوهای تنهایی-خدا-تنهایی-آشنا-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391
زمان : 11:29 ق.ظ
حرف هایی برای نگفتن
نظرات |

سرمایه ماورایی هر کسی به اندازه حرف هایی است
که برای نگفتن دارد ،
حرف های بی تاب و طاقت فرسا ،
که همچون زبانه های بی قرار آتشند،
و کلماتش هر یک ،
انفجاری را به بند کشیده اند ،
کلماتی که پاره های "بودن" آدمی اند ....
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند
اگر یافتند، یافته می شوند
و در صمیم وجدان او آرام می گیرند
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند.



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : حرف هایی برای نگفتن-بودن-کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 13 خرداد 1391
زمان : 02:17 ب.ظ
بی تو..
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 6 خرداد 1391
زمان : 03:15 ب.ظ
نداشتن, نخواستن
نظرات |

جهان برایم دیگر هیچ نداشت

و من دلیر, مغرور و بی نیاز؛ اما نه از دلیری و غرور و استغنا

که از نداشتن, از نخواستن

زنگدگی کوچکتر از آن بود که مرا برنجاند و زشت تر از آنکه دلم بلرزد

هستی تهی تر از آنکه به دست آوردنی مرا زبون سازد و من تهیدست تر از آنکه از دست دادنی مرا بترساند

 

"هبوط"



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-کویریات-هبوط-کویر-دلیری-غرور-استغنا-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 2 خرداد 1391
زمان : 10:22 ب.ظ
پرواز
نظرات |

برای پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابی نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در آسمانهایت پرواز دهد.

بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و بکوش تا اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است، سبک کنی و از خویش بزدایی، آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید.

در پرنده شدن خویش بکوش و این یعنی بیرون آمدن از زندانهای اسارت



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-پرواز-آسمان-پر پرواز-کویریات-زمین-زندان-اسارت-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1391
زمان : 02:00 ب.ظ
چه خوب است آفریدگار خویش بودن, اما آسان نیست
نظرات |

دست اندرکار آفرینشی دشوار و پرشکوهم.

من اکنون شب و روز در جست و جوی همه آن من هایی ام که این طبیعت بیگانه به حیله و "بی حضور من" بر من تحمیل کرده است, تا همه را در پای "او" -که به اعجاز خویش, به درونم پا گذاشته است- قربانی کنم.

در خونبهای این اسماعیل هیچ هدیه ای را نخواهم پذیرفت که میدانم "خود حجابم و باید از میان برخیزم"

چه خوب است آفریدگار خویش بودن! اما...آسان نیست

 

"کویر"



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویر-کویریات-آفریدگاری-انسان-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
زمان : 06:26 ب.ظ
خیال...!
نظرات |

چه شب مهربان و پر تسلیتی است!

انگشتانم رمق نوشتن ندارند،گیجند،نمی توانم بنشینم،رو صندلی که هیچ،پشت میز که هیچ،روی زمین لمیده ام،نشسته ام دو زانو...اما باز هم سخت است دلم می خواهد بیفتم،خودم را بخیزانم تو رویا،بیفتم روی بستر نرم خیال و...تا خوابم ببرد!

 

 

(مجموعه آثار 33)

(گفتگوهای تنهایی/جلد اول/ص 229)



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : خیال-شب-مهربان-کویریات-گفتگوهای تنهایی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
زمان : 06:53 ب.ظ
عشق به میهن
نظرات |

عشق به آزادی و تعصبی که به میهنم دارم چنان است که با کمترین موج تازه ای که بر چهره ی این امت که معشوق من است می نشیند, زندگی خودم, مسئولیت های خانوادگی ام, زن و فرزند و پدر و مادر و قوم و خویش و کار و گرفتاری و تکالیف شخصی ام و حتی خورد و خوابم را فراموش میکنم

هنوز همچون آن جوان مجرد آزاد پرشور همواره آماده ام که برای آزادی, برای نجات ملتم, برای خوشبختی این نسل, اگر بخواهد؛ با قبول منت و شرمندگی از عجز و تهی دستی ام, ایثار کنم؛

شرمندگی!

زیرا یک معلم جز مغزش که کار میکند و جز دلش که میزند, چه دارد؟

و این دو در راه نجات و برای آزادی انسان به چند می ارزد؟

میدانم به هیچ....

 

مجموعه آثار 33



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : عشق به میهن-میهن-ایران دوستی-آزادی-تعصب-معلم-معلم شهید دکتر علی شریعتی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-کویر-گفتگوهای تنهایی-کویریات-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391
زمان : 03:15 ب.ظ
نعمت
نظرات |

نالیدن را چکار کنم؟ داد کشیدن را چکار کنم؟
راستی چاه هم چه نعمتی بود! نیست، آه!
ببین که تا کجا محرومم!
ببین که به چه چیزها نیاز دارم و ندارم، چه آرزوها دارم و نیست!

گفتگوهای تنهایی ؛ ص281

 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-گفتگو های تنهایی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391
زمان : 11:58 ق.ظ




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]