تبلیغات
هبوط - مطالب ابر سخنان دکتر شریعتی

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
پلیدی پاکی پوچی
نظرات |

"پلیدی" "پاکی" "پوچی"

این سه راهی است که پیش پای هر انسانی گشوده است وتو یک کلمه ی نا مفهومی,وجودی بی ما هیتی, وهیچی.که بر سر این سه راه ایستاده یی,تا ایستاده یی, هیچی,چون ایستاده یی.

یکی را انتخاب میکنی,براه می افتی, وبا انتخاب راه رفتنت,خودت را انتخاب می کنی,معنی میشوی ماهیت وجودیت معین میشود,چگونه بودن شکل میگیرد,واین چنین است که ,ادمیکه با تولد وجود یافته است با انتخاب ماهیت می یابد



مرتبط با : انسان اجتماعیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394
زمان : 12:41 ب.ظ
به من تکیه کن
نظرات |

به من تکیه کن!

من تمامی هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی!

تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی!

تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم،دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند!

تمام بودنم را زانویی می کنم تا بر آن به خواب روی!

خود را، تمام خود را به تو می سپارم تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی،

از آن برگیری، هر چه بخواهی از آن بسازی، هر گونه بخواهی، باشم!

از این لحظه مرا داشته باش...



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-عاشقانه-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391
زمان : 12:04 ب.ظ
علی...
نظرات |

خدا برای تنهایی اش آدم را آفرید. محمد (ص) سلمان را یافت.

اما, اما علی (ع) تا پایان حیاتش تنها ماند. از میان خیل شیعیانش, جز چاه های پیرامون مدینه کسی نداشت.

اکنون, این مرد, تنها در این صحرا چرا چنین هراسان و نگران است؟ چرا چنین سراسیمه به اطراف مینگرد؟ چرا؟

"علی" از چه میترسد؟ "علی" چرا مینالد؟

"علی" در طول چهارده قرن, چشم به راه شیعه ای است که بدین سوال پاسخ گوید و هنوز نیافته است. شیعه ی خاص "علی", صاحب سر "علی" کسی است که این دو را بداند

 

مجموعه آثار 13



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391
زمان : 12:03 ب.ظ
خلوت بیکرانه
نظرات |

آن خلوت بیکرانه  ی خاموش و سرد را چگونه بر دوش می کشی؟

چگونه پر میکنی؟

حرفهایت را با که می گویی؟

غم هایت را به که می دهی؟

ناله هایت را چه می کنی؟

برای قصه هایت مخاطبی نداری؟

برای تنهایت یادی نداری؟

برای دردهایت نمی نویسی؟

کسی نداری که در ان خلوت ساکت تنهائیت به او بیندیشی؟

کسی نداری که برایش فداکاری کنی؟

تلاش کنی؟ محرومیت بری؟ برایت پیغام بیاورد؟

برایت قصه سر کند؟

پس چه می کنی؟

پس به کدام قلم است که سوگند می خوری؟

پس به کدام نوشته است که قسم می خوری؟

پس کدام مرکب است که از خون شهیدان برتر می شماری؟

پس آن «لوح محفوظ » چیست که می گویی؟

آن را برای که نوشته ای ؟چرا نگه داشته ای؟

چرا نمی دهی که بخواند؟ کسی نداری؟

یا داری و نمی خواهی بخواند؟

مگر در ‌آن لوح محفوظ چه ها نوشته ای؟

خجالت می کشی که او بخواند؟

مگر حرف های لوسی نوشته ای؟

مگر تصنیف ساخته ای؟

چرا هی از لوح محفوظ حرف می زنی و نشانش نمی دهی؟

در تورات ، در انجیل ، در صحف ابراهیم، در قرآن محمد همه سخن از این لوح محفوظ است پس چرا یک سطر از آن را در این کتاب هایت که به مبعوثانت داده ای تا انسانت بخواند نیاورده ای؟

مگر این پرورده ی تو ، این امانت دار تو ، این شاگرد درس های شگفت تو ، آن که اسرار را به او تعلیم کرده ای، آنکه نام ها را که هیچ یک  از فرشتگانت از ان خبر ندارند به او آموخته ای نباید از آن لوح محفوظ خبر دار شوند ؟ راستی چرا؟

چرا محفوظ؟

این لوح سبز چیست؟ این «گفتگوهای تنهائی» ات، این دفتر زمردینت چه دارند؟

 دو تا است، « لوح محفوظ» و کتاب مبین .

آنها را نگه داشته ای که چه کنی؟

بعد ها می دهی؟

هنوز انسان طاقت کشیدن بار اسرار آن را ندارد؟

یا نه ، کمی لوس است؟

نمی خواهی آن جباریت متکبر و پر جلالت که همیشه سرچشمه ی آیات وحی بوده است چنگ ترانه ها و نغمه ها و تصنیف ها و راز و نیاز ها و سرودهای رقص و شادی و شور و شعف های صمیمانه و محرمانه و نزدیک « گردد» ؟

پس کی خواهی داد؟

ها! فهمیدم، در آخرالزمان، پس از قیام امام موعود ، پس از ظهور منجی منتقم مصلح انقلابی منتَظَر ! که دنیا را پر از عدل و صلح و سعادت خواهد کرد از آن پس که پر از ظلم و جنگ  و تیره بختی شده بود!

آری این است که در قرآن خبر داده ای که او خواهد آمد و «یاتی بدین جدید» خواهد امد و دین و کتابی تازه خواهد اورد.

پس از قرآن جز این لوح محفوظ و آن کتاب مبین چه خواهد بود؟

هیچ…

چرا…

…دین جدید

 

گفتگوهای تنهایی

 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-گفتگوهای تنهایی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 25 شهریور 1391
زمان : 12:20 ب.ظ
شور مذهبی یا شعور مذهبی
نظرات |

من وقتی که درباره حضرت فاطمه یا حضرت علی چیز مینویسم, یا حرف میزنم و یا بیشتر فکر میکنم, دچار یک تاسف خیلی بزرگ میشوم؛ و آن این است که اینها الان قربانی "عشق جاهلانه ی" ملت شان به خودشان شده اند. اینها در زیر نقاب مناقب و مراثی دروغین مداوم و مکرر, مجهول مانده اند.

احساس کاذبی برای ملت ما پیدا شده, که چون هر سال و هر هفته و همیشه از "اهل بیت" سخن میگوید و همیشه برای شان میگرید ئ همیشه مراسم و زیارت و زیارت نامه و دعا و احساس نثارشان میکند, پس دیگر اینها را خوب شناخته است!

"احساس کاذب شناختن" عاملی است که هرگز ما را حرکت نمیدهد که برویم و بشناسیم



مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : اسلامیات-مذهب-اسلام-عوام-شور مذهبی-شعور مذهبی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391
زمان : 08:42 ب.ظ
نگاه ها..
نظرات |

عقل ها مختلفند و هرکس به جنس عقلی که دارد دنیا را میبیند و حتی اشیا مادی و رنگ ها را میبند

مسلما در نگاه عقلی که با عقل دیگر تجانس ندارد, یک رنگ هم با همان رنگی که او میبیند, تطابق ندارد.

جهان را نه آنچنانکه واقعا هست ما میبینیم, جهان را آنچنانکه ما واقعا هستیم, میبینیم

 

مجموعه آثار 17



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391
زمان : 10:37 ق.ظ
هنر
نظرات |

هنر عبارت است از: کوشش انسان برای برخوردار شدن از آنچه که باید باشد, اما نیست.

بنابراین انسان که خودش راتنها می یابد بوسیله هنر است که میخواهد بر این زمین وآسمان و اشیایی که با او متجانس نیستند, با او بیگانه هستند, رنگ آشنایی و تفاهم بزند تا آنرا درک کند. بنابراین یک کار هنراینست که بعد از آنکه انسان با آگاهی انسانی بیشتر, گریز از طبیعت کرد و طبیعت رابا خودش بیگانه دید و خودش را در طبیعت غریب یافت, به کمکش می آید تا احساس غربت در او تخفیف پیدا کند. چگونه؟ دیوار این زندانش را به صورت آن خانه ای که آرزو میکند که کاش می بود, اما نیست تزیین میکند.

این اشیا, این آسمان, این ستاره ها, این کوه او را درک نمیکند, و او در میان تمام این اشیا جامد و کورتنها مانده. هنر تمام این اشیا را احساس می دهد.

هنر کار دیگری که میکند ساختن و خلق کردن چیزی است که در این زندگی و در این طبیعت نیست اما من نیاز دارم که باشد.

هنر درست تقلید از ماورا محسوس است. ماورا طبیعت است. تا طبیعت را بر گونه آن تزیین کند. یا طبیعت آنچه را که میخواهد باشد و نمی یابد بسازد و احساس و احتیاج او را یعنی دور شدن از قید های مادی محسو, تحقق بخشد.

از این است که هنر آن امانتی است که خداوند به انسان داد. به زمین و آسمان و همه کوهها و دریاها عرضه کرد, هیچکدام برنداشتند. مقصود این است که, نه اینکه ایستاد و گفت: ای کوه و ای آسمان آیا شما میخواهید؟ بعد گفتند نخیر. بعد انسان برداشت. یعنی کوه, دریا, دارای خلاقیت, احساس آگاهی و نیازمندی بیش از آنچه موجود است, نیستند و نمی توانند احساس کنند] نه نیازمندند نه اضطراب دارند, نه دردمندند, نه میتوانند خلق کنند.

این انسان است که برمی دارد. چه چیز را؟ استعدادی را که میتواند حس کند و میتواند انتخاب کند و میتواند بیافرنیدو هنر تجلی قدرت آفریدگاری انسان در جبران و تزئین و ادامه هستی است.

هستی مقصود همه چیز است. هم هستی طبیعت است و هم هستی زندگی اجتماعی است و هم هستی حد و مرز بشریمان است.

هنر تجلی آفریدگاری انسان است که از ادامه ی این هستی, تجلی آفریدگاری خدا است.

تا طبیعت را, هستی را, یا انچنانکه او میخواهد و نیست بیاراید یا آنچه را میخواهد و نیست, بسازد.

این است که هنر همچنانکه هگل می گوید در طول تاریخش دارد از عینیت به طرف ذهنیت و معقول بودن, عقلی بودن تکامل پیدا میکند.

 

مجموعه آثار 22



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : هنر-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391
زمان : 08:04 ب.ظ
تنها یکی..
نظرات |

چه خوشبخت است کسی که بر روی زمین

در میان این کوچه و بازار و سایه هایی که چون اشباح خیالی می گذرند

فقط یکی را می بیند

احساس می کند در میان این خلوت تنها یکی وجود دارد
...

مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391
زمان : 12:25 ق.ظ
آموزگار بزرگ...
نظرات |

تو ای آموزگار بزرگ درس های شگفت من!

ای که دست کینه توز مرگ در این کویر سئخته ی پرهول, تنها رها کرد...

ای که به من آموختی که عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست و آن دوست داشتن است

و آن آسمان پرآفتاب و زیبای "ارادت" است و آن بی تابی پر نیاز و دردمند دو روح خویشاوند است,

آشنای دو تنهای سرگردان بی پناه, در غربت پرهراس و خفقان آور این عالم است...

 

تو آموختی که آنچه دو روح خویشاوند را در غربت این اسمان و زمین بی درد, دردمند می دارد و

و نیازمند بی تاب یکدیگر می سازد, دوست داشتن است, و من در نگاه تو ای خویشاوند بزرگ من, ای که در سیمایت هراس غربت پیدا بود و در ارتعاش پر اضطراب سخنت شوق مزار پدیدار!

و من در آن تیغه ی مرموز و ناپیدای نگاه تو که از عمق چشمان پر غوغایت, آن منِ پنهان شده در عمق خویشتنم را خبر می کرد و در گوشش قصه های آشنایی می سرود, خواندم که تو نیز ای "در وطن خویش غریب" هموطن منی, و ما ساکنان سرزمین یکدیگریم و بیهوده اینجا آمده ایم...

 

"کویر"



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1391
زمان : 02:03 ب.ظ
بحر در کوزه
نظرات |

من اکنون رسیده ام به کناره ی دریایی بی انتها

دریایی موج زن از درد

دریایی از آن الهام های پاک اهورایی

که در این قرن های سکوت جاهلی،آبشخور هیچ احساسی نبوده است

از آن گوهر های گرانبهای غیبی

که در این خلوت تاریخ

در صدف هیچ فهمیدنی نگنجیده اند

و من چگونه این کوزه ها را پر کنم

و بدهم به دست توی تشنه

ای جان سوخته ی آپولون!

ای که جوی آلوده ی این بازار

از کنارت می گذرد

می دانم تشنه ای اما...

این دریا را در کوزه نمی توان کرد...


مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1391
زمان : 01:24 ب.ظ
درددل و دفاع کردن
نظرات |

من از دو کار نفرت دارم :

یکی درد دل کردن که کار شبه مرداهاست و یکی هم از خود دفاع کردن, برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است, آدم های سست.

شجاع به همدرد نیازمند نیست؛ از ناله شرم دارد؛

مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارند. زندگی اش از او دفاع می کند.

زمان تبرئه اش می کند. پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود,

هرچند سنگها را بسته و سگها را رها کرده باشند !

 

کویر



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391
زمان : 10:19 ق.ظ
من..
نظرات |

من حبابی بودم بر دریا

انباشته از هوا ، و خود را « من » حس می کردم .

اکنون که از هوا بریده ام و از خویش خالی شده ام دیگر نه حباب که دریایم.

رود تا وقتی که در تنگنای بستر سنگستانش با نام و نشان خودش می رود ، دچار التهاب و رنج و پریشانی و هیجان است ، رود خانه است ، نه « دریا » است ، یعنی نه رودخانه های دیگر یعنی «هیچ»  و چون به دریا می رسد و دیگر رود فلان نیست و خویش را نفی می کند، دریا می شود ، منِ رودخانه ایِ او نفی می شود ، منِ دریاییِ وی هست می گردد ، خود را دیگر نه رود که آب احساس می کند که من حقیقی همه رود هاست این است که تصوف می گوید بقا در فنا که چون رودخانه ای که به دریا حلول می کند من در خدا وارد می شوم و در او باقی و از خود نفی می شوم



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1391
زمان : 01:17 ب.ظ
چقدر....
نظرات |

چقدر در این دنیا بهشت ها و بهشتی ها نهفته است.

اما نگاه ها و دل ها همه دوزخی است. همه برزخی است که نمی بیند و نمی شناسد.

کورند و کرند. چه آوازهای ملکوتی که در سکوت عظیم این زمین هست و نمی شنوند.

همه جیغ و داد و غرغر و نق نق و قیل و قال و وراجی . چرت و پرت و بافندگی و محاوره.

وای که چقدر این دنیای خالی و نفرت بار برای فهمیدن و حس کردن سرمایه دار است! لبریز است! چقدر مایه های خدایی که در این سرزمین ابلیس نهفته است

زندگی کردن وقتی معنی می یابد که فن استخراج این معادن ناپایدار را بیاموزی..



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1391
زمان : 08:48 ب.ظ
دور از همه چیز...
نظرات |

دوست دارم دور از غوغای ملال آور و دروغ آمیز زندگی، از این سر در لاجوردی این معبد به درون پناه برم. از سایه روشنهای خیال رنگ و خاموشی که بر کف معبد افتاده بگذرم، به کنار آن چشمه رسم. دست و رویم را با آن آب شستشو دهم، چنانکه هیچ غباری بر چهره ام نماند و رنگهایم همه پاک گردد و "من" هایم همه رنگ بازد و همه خویش گردم، یا همه زدوده از خویش.
هر چه دارم ، هر چه هستم بشویم ، هیچ نباشم ،تنها و تنها یک "نیاز" گردم، شسته از غرور، پاک گشته از عوام و زدوده از هر چه طبیعت و وراثت، تاریخ ،محیط، عقل مصلحت باز و اندیشه های رنگارنگ و مغرض و بیگانه که مرا آلوده اند، وضو سازم ،غرقه در اخلاص و گداخته در شوق و محو شده در نیاز و بگذرم و به غرفه ای پناه برم،گوشه ای تنها بنشینم و با نگاههای خویش بر در و دیوار معبد دست کشم،
مسح کنم،
بنوشم ،
پر شوم،
سیر شوم،
سیرآب شوم،
راضی شوم،
آرام گیرم...



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 25 مرداد 1391
زمان : 10:28 ب.ظ
بعضی آدمها..
نظرات |

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شكوه‌اند كه ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی كه از پیش ما می‌روند، نرم و آهسته درك می‌كنیم، باز می‌شناسیم، می‌فهمیم كه آنان چه بودند، چه می‌گفتند و چه می‌خواستند، ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم، هزار حرف داریم برایشان، اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود!

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391
زمان : 12:27 ق.ظ
درد علی..
نظرات |

درد علی دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می‌گرییم كه از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌كند. اما این درد علی نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است كه ما آن را نمی‌شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را كه علی درد شمشیر را احساس نمی‌كند و ... ما درد علی را احساس نمی‌كنیم.

ما ملتی كه افتخار بزرگ انتصاب به علی و مكتب علی را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است كه می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است كه می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا كرده، ‌به آگاهی، بیداری، حركت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم كه با داشتن علی و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی كه «شیعه علی بودن» از «چون علی عمل كردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یك ملت « دوستدار علی » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی »‌! چراكه شیعه علی همچنان كه گفتم علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت كردن است.

"خود سازی انقلابی"

 



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-درد علی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391
زمان : 08:47 ب.ظ
شیعه علی بودن
نظرات |

سخن گفتن درباره علی بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی یك قهرمان یا یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی از ابعاد و جهات مختلف بررسی كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلكه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌كند. بنابراین درباره علی سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزه‌ای است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

علی یكی از شخصیت‌های بزرگی است كه به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر را باید جدا كرد كه رسالت خاصی دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته می‌بود، بدشناخته‌تر است كه كیست، محققین او را برای اولین بار می‌شناختند.

گاه علی را كه توی این جنگ‌ها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌كرده كه كسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول كنم كه رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز!

درد علی خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، كه این روح را این اندازه بی‌تاب بكند! مسلما این همان درد انسانی است كه خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است كه خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌كند.

مسلما هر كسی كه انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌كند، انسان است، این است كه می‌بینیم علی قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاكی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشك دقیقی است كه حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی كه تحمل نكردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است كه انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.

علی نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته كه یك خانواده امام است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای كه پدر علی است، مادر زهرا است، پسر آن خانواده حسین [و حسن ] است و دختر آن خانواده زینب است.

چهرهایی كه می‌خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یك ایدئولوژی مطرح و عنوا كنم، دارای این خصوصیات است. البته این كامل‌ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی‌ترین آنهاست

علی نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر و علی، علی مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی ، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی مرد كار یدی، كشاورزی و تولید، علی ‌مظهر نثر و شعر علی بهترین سخنور و سخنگو، علی ‌فیلسوف، علی مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی ‌زهد انقلابی و عبادت ، ‌تكیه بر عدالت، علی تساوی در مصرف، علی امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها ، علی نفی مصلحت به خاطر حقیقت ، نفی شخصیت، علی انسان‌دوستی.

"خود سازی انقلابی"



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-شیعه علی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1391
زمان : 05:12 ب.ظ
عوام زدگی
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1391
زمان : 11:29 ب.ظ
بزرگواری گول خور
نظرات |

خدایا، اندیشه و احساس مرا به حدی پایین میاور كه زرنگی های حقیر و پستی های نكبت بار و پلید شبه آدم های اندك را متوجه شوم ، چه ، دوست می دارم بزرگواری گول خور باشم تا ، همچون اینان ، كوچكواری گول زن



مرتبط با : اجتماعیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 14 مرداد 1391
زمان : 07:55 ب.ظ
آگاهی
نظرات |

آگاهی ...،اگر چه به رنج ، ناکامی و بدبختی منجر شود،طلیعه راه و طلیعه

روشنایی ، طلیعه نجات بشریت است ،…

از جهلی که خوشبختی ، آرامش، یقین و قاطعیت می آورد ، هیچ چیز ساخته نیست



مرتبط با : اجتماعیات
برچسب ها : آگاهی-جهل-یقین-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 13 مرداد 1391
زمان : 05:00 ب.ظ




( تعداد کل صفحات: 6 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]