تبلیغات
هبوط - مطالب ابر اسلامیات

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
شور مذهبی یا شعور مذهبی
نظرات |

من وقتی که درباره حضرت فاطمه یا حضرت علی چیز مینویسم, یا حرف میزنم و یا بیشتر فکر میکنم, دچار یک تاسف خیلی بزرگ میشوم؛ و آن این است که اینها الان قربانی "عشق جاهلانه ی" ملت شان به خودشان شده اند. اینها در زیر نقاب مناقب و مراثی دروغین مداوم و مکرر, مجهول مانده اند.

احساس کاذبی برای ملت ما پیدا شده, که چون هر سال و هر هفته و همیشه از "اهل بیت" سخن میگوید و همیشه برای شان میگرید ئ همیشه مراسم و زیارت و زیارت نامه و دعا و احساس نثارشان میکند, پس دیگر اینها را خوب شناخته است!

"احساس کاذب شناختن" عاملی است که هرگز ما را حرکت نمیدهد که برویم و بشناسیم



مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : اسلامیات-مذهب-اسلام-عوام-شور مذهبی-شعور مذهبی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391
زمان : 09:42 ب.ظ
حجاب
نظرات |

آنچه در همه پدر و مادر ها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند !

توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است .

درست مثل این است که طبیبی - یا به هر حال آدمی - دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که « جوش نزن » و « زخم نشو » ؛ و بعد هم بگوید که به طور مثال «زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ؛ جوش صورت فلان قدر بد است» !

این - اگر چه درست است – اصولا" چه تاثیری دارد ؟ چه می خواهد بشود و بعد چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟

به جای این صحبتها باید فهمید چه عواملی باعث شده که این جوشها در زندگی روحی این بچه و این نسل بوجود آمده ؛ آن ریشه ها را باید یافت.

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.

آیا در عوام ما پوشش اسلامی به عنوان یک طرز تفکر خاص است؟

نه ، طرز تفکر خاص نیست ، بلکه به عنوان تیپ خاص است ، که در آن مومن دارد ، فاسق دارد ، بد اندیش دارد ، خوش اندیش دارد ، خلاصه همه جور آدمی دارد !


اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که « مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است ».این ، یک لباس سنتی است ؛ نشانه طبقه عقب مانده در حال مرگ است. جلویش را هم نمی توان گرفت ؛ بخواهی ده سال دیگر هم ادامه اش بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود ؛ رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت تَرک آن سمبل های سنتی اُمّلی.

بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !



( زن ، ص۲۷۱ و ۲۷۲ و ۲۸۴ و ۲۸۸ )



مرتبط با : زن اسلامیات
برچسب ها : زن-حجاب-اسلام-مذهب-پوشش-اسلامیات-اجتماعیات-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1391
زمان : 03:07 ب.ظ
قران
نظرات |

آری قرآنی که تو می گویی درست است, اما کدام قرآن؟

قرآن به عنوان شی متبرک در دست جهل؟

قرآن به عنوان پرچمی بر سر نیزه های جنایت؟

یا قرآن به عنوان کتابی که قبایل وحشی پراکنده در صحرایی را در کمتر از یک ربع قرن, تعیین کننده ی سرنوشت جهان و کوبنده ی قدرت های عالمگیر می سازد و در کمتر از یک قرن, فرهنگی نو و انقلابی در تمدن بشری می آفریند؟

 قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!

کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز !

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...

این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد، از آن است که ای برادر و خواهر روشنفکر من! نمی دانی که چه کوشش ها کردند تا آن را از میان زنده ها دور کنند و ندایش را، هم در صحنه های جهاد خاموش کنند و هم در حوزه های اقتصاد!

گفتند قرآن را از ریشه "قَرَءَ " مگیرید، از "قَرَنَ " بگیرید و نتیجه اش این که کتاب خواندن نیست، کتاب همراه داشتن است و بخود چسباندن است.

گفتند : اسراری که فقط در نقطه زیر "ب" در بسم الله نهفته است اگر کسی بخواهد تفسیر کند یک عمر کفاف نمی دهد!

کفتند: قرآن هفتاد بند دارد و  هر بطن آن باز هفتاد بطن . همینطور!

 این درست است اما این را طوری معنا کردند که یعنی نباید نزدیکش رفت، یعنی هرکس قرآن را گشود و در آن اندیشید و از آن چیزی فهمید، محکوم شود و هرچه از آن فهمیده مطرود و مشکوک اعلام شود.

گفتند هرکس قرآن را با عقل خویش تفسیر کند باید در نشیمنگاه آتشینش فرودآید، در حالیکه سخن پیغمبر است " من فسر القرآن برأیة فلیتبوء مقعده من النار" است.می بینیم چطور هوشیارانه ،رأی را عقل معنی کردند و و مردم را از خواندن و فهمیدن و عمل کردن به قرآن ترساندند و بعد خودشان در حالیکه  " تفسیر به عقل" را تحریم کردند، بر خلاف همین حدیث، قرآن را سراسر "رأی خود" تحریف و توجیه و تأویل کردند...

حتی بعضی حرف های بدتری گفتند: اصلا قرآن حقیقی دست امام زمان است و هروقت ظهور کند با خود خواهد آورد و قرآن فعلی، قرآن اصلی نیست! تحریف شده است، بعضی آیات را از آن برداشته اند و ...

دوست روشنفکر من! همین ها نشانه ی آن است که دشمن از قرآن می ترسد و همین ترس دشمن کافی نیست که تو را به نقش قرآن در حیات و نجات و بیداری و خلاقیت این کتاب مطمئن سازد؟

                مجموعه آثار شماره ۲2

              "پدر مادر ما متهمیم"

 



مرتبط با : اسلامیات پدر مادر ما متهمیم
لینک های مرتبط : کتابی برای نخواندن
برچسب ها : قران-اسلام-قران شناسی-اسلام شناسی-اسلام و دکتر شریعتی-اسلامیات-کتاب آسمانی-آگاهی-جهل-انسانیت-انسان-طبیعت-حج-نماز-بیداری-بیداری اسلامی-خلاقیت اسلامی-فهمیدن-عبادت-زندگی-خدا-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1391
زمان : 02:45 ب.ظ
اسلام
نظرات |

اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که؛

به آنچه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر,

در آخرت پاداش دهد

و هر عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود اصلاحی,

ثواب داشته باشد



مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : اسلام-اسلامیات-آخرت-دنیا-ثواب-پاداش-اسلام شناسی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1391
زمان : 05:47 ب.ظ
مشتری بهشت
نظرات |

خدا از آدم هایی که ضعف خود را می خواهند با خداپرستی جبران کنند بیزار است!
خدا دوست دار آشناست،عارف عاشق می خواهد،نه مشتری بهشت

 

 

"هبوط"



مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : اسلام-اسلامیات-بهشت-مشتری بهشت-عارف-آشنا-خداپرستی-ضعف-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391
زمان : 03:50 ب.ظ
زهد
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391
زمان : 12:18 ق.ظ
بمیرید, پیش از انکه بمیرید
نظرات |

یک "شهید"! نمی بینی که چه شیرین و چه آرام می میرد!

برای آنها که به "روزمرگی" خو کرده اند و با خود ماندگارند, مرگ فاجعه ی هولناک و شوم زوال است, گم شدن در نیستی است.

آنکه آهنگ هجرت از خویش کرده است, با مرگ آغاز می شود.

چه عظیم اند مردانی که عظمت این فرمان شگفت خداوند را شنیده اند و بدان کار بسته اند که : "بمیرید پیش از آنکه بمیرید!"

 

"کویر"



مرتبط با : انسان اسلامیات
برچسب ها : انسان-اسلامیات-مرگ-شهادت-روزمرگی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 8 اردیبهشت 1391
زمان : 01:30 ب.ظ
فاطمه..
نظرات |

فاطمه در همه ی ابعاد گوناگون "زن بودن" نمونه شده بود.

مظهر یک "دختر" در برابر پدرش.

مظهر یک "همسر" در برابر شوهرش.

مظهر یک "مادر" در برابر فرزندش.

مظهر یک "زن مبارز و مسئول" در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.

وی خود یک "امام" است،یعنی یک نمونه ی مثالی،یک تیپ ایده آل برای زن،یک "اسوه"،یک "شاهد" برای هر زنی که می خواهد "شدن خویش" را خود انتخاب کند.

نمیدانم چه بگویم؟بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند!

"شهید دکتر علی شریعتی"

(فاطمه فاطمه است/ص 196)



مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : فاطمه-زن-فاطمه فاطمه است-اسلام-اسلامیات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391
زمان : 12:11 ق.ظ
دعا
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391
زمان : 09:15 ب.ظ
درد علی
نظرات |

هنگامی که تیغه ی پولادین شمشیری که تیز کرده بودند و به زهر آغشته بودند

در حالی که ذرات خونین مغزش بدان چسبیده بود,

از فرق سرش کشیده شد؛

نخستین احساسی  که در سراسر زندگی در آرزویش بود, در خود یافت

پنجه نیرومند و خشنی که همواره قلبش را می فشرد, رهایش کرد

و نخستین بار از جان فریاد کشید که:

"به پروردگار کعبه سوگند, نجات یافتم"

 

او از چنین پنجه ای که از درون به خفقان اش کشیده است,

و در تنهایی فغانش آورده است می نالد

و شیعیانش بر زخم سرش می گریند...



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-اسلامیات-اسلام-اسلامیات دکتر شریعتی-شهادت امام علی-عزاداری-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390
زمان : 03:34 ب.ظ
امام علی
نظرات |

ناگهان دیدم برادر

که شمشیرهایی که بر سینه شان آیات جهاد حک شده بود

و معابدی که سرشار از سرود و نیایش "الله" بود

و مأذنه هایی که اذان توحید می گفتند

 

و چهره های مقدسی که به نام خلافت و به نام امامت و ادامه ی سنت آن "پیام آور" دست اندرکار بودند, و ما را به بردگی و قتل عام گرفته بودند

پیش از من کسی دیگر را قربانی مظلوم این شمشیرها و محرابها کردند:

"علی"....

 

"آری این چنین بود برادر"






مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-قربانی-آری اینچنین بود برادر-اسلامیات-خلافت-امامت-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390
زمان : 09:21 ق.ظ
پیرو علی
نظرات |

اگر پیرو "علی" هستیم,

 مسئولیت مان گاهی در حمله کردن و جواب گفتن است

و گاهی در سکوت کردن و تحمل کردن

 

مجموعه آثار 16؛ صفحه 92





مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : پیرو علی-پیروان امام علی-امام علی-پیروان-اسلامیات-اسلام-اسلامیات دکتر شریعتی-سکوت-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390
زمان : 01:41 ب.ظ
نفاق
نظرات |

داریوش ارجمند: روزی به کلاس وارد شد و یک سربه کنار تخته سیاه رفت و نوشت:

"چرا محمد(ص) پیروز شد؟ چرا علی(ع) شکست خورد؟"

و رفت روی صندلی پشت تریبون نشست و به بیرون خیره شد.

کلاس در سکوتی ملکوتی فرو رفته بود. ذهن ها به کار افتاده بود. طرح اینگونه سوال ها در سال های 48-49 برای نسل آن روزگار خیلی حرف بود؛ نسلی بیگانه از اینگونه شناخت ها, آنهم در محیط دانشکده!

گفت: ببینید آقا, خیلی ساده است, وقتی محمد (ص) دعوتش را آغاز کرد, در مقابلش یک عده بودند با یک پرچم قرمز؛ ابوسفیان, امیه و ... بقیه روشن بود, دشمن کیست و از چه دفاع می کند. پشت به دیوار کعبه در حمایت سیصد و شصت خدای مکی و ... این طرف هم پیغمبر ایستاده بود با پرچم توحید,آنها هم میدانستند که پیغمبر چه میگوید, چه میخواهد و با  چه دشمن است. پیغمبر هم میدانست.

جبهه ی مشخصی بود و محمد (ص) پیروز شد.

اما در دوران علی (ع), نه. جناح بندی مشخص نبود. همه پرچم توحید به دست داشتند وداعیه اسلام!

آنهایی که نماز شب می خواندند و قرآن روی سر می گرفتند روی علی (ع) شمشیر کشیده بودند. جناح حق و باطل تبدیل شده بود به جناح حق و نفاق؛ آنهایی که در اردوگاه علی (ع) بودند و زیر پرچم علی (ع) در حقیقت زیر پرچم ابوسفیان و بنی امیه بودند؛ نفاق.

رو به روی علی (ع) منافق بود, نه کافر.

در صفین چه کسانی رو به روی علی (ع) ایستاده بودند؟ همه آنهایی که داعیه اسلام داشتند و ادعای صحابی بودن.

در جمل چه؟ پرچم کفر مشخص نبود. در هر دو سو, بانگ "محمد رسول ا..." بلند بود و تلاوت قرآن و این جمله بر پرچم هردو حک شده بود.

اما یکی به حق  و دیگری به نفاق, و عوام در آن میان حیران درک حق!

و آنها قرآن به سر نیزه کردند و علی (ع) قرآن ناطق بود, و از عوام فریبی صدایش بلند شده بود, فریاد می کشید و از درد نفاق لب هایش می لرزید.

 

نشریه مهر, تیر77



مرتبط با : اسلامیات خاطرات
برچسب ها : نفاق-امام علی-پیروزی-شکست-کاس درس-کلاس درس دکتر شریعتی-خاطرات-خاطرات دکتر شریعتی-خاطره ای از دکتر شریعتی-پیامبر-توحید-پرچم توحید-داعیه اسلام-اسلامیات-اسلام-اسلامیات دکر شریعتی-قران-جبهه حق-حق-باطل-منافق-کافر-قران ناطق-عوام فریبی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 20 بهمن 1390
زمان : 03:21 ب.ظ
مسئولیت
نظرات |

فتوای حسین اینست: آری! در نتوانستن نیز" بایستن " هست...

" انسان زنده " مسئول است

ونه فقط ، " انسان توانا "



توانستن یا نتوانستن ،ضعف یا قدرت،

تنهایی یا جمعیت، فقط " شکل "

انجام رسالت و

" چگونگی" انجام مسئولیت را تعیین

میکند نه " وجود " آن را.




مرتبط با : اسلامیات امام حسین
برچسب ها : اسلامیات-اسلام-فتوای حسین-مسئولیت-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-امام حسین-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 18 بهمن 1390
زمان : 08:33 ب.ظ
توحید
نظرات |

همه انحرافات, جنایات, مفاسد, پستی ها, انحطاط و هرچ بد است زاییده سه عامل در انسان است:

جهل, ترس, نفع

 توحید؛ هر سه را زایل می کند





مرتبط با : اسلامیات انسان
برچسب ها : توحید-اسلام-اسلامیات-انسان-انسان شناسی-جهل-ترس-نفع-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 18 بهمن 1390
زمان : 02:24 ب.ظ
آفرینش حر
نظرات |

... آفرینش حُر پایان یافته بود، و اضطراب اختیار ، به آرامش لذت‌بخش و روشن یکتایی ـ اخلاص ـ و یقین کشیده بود، و او را با گام‌های استوار و تردید ناآشنا، به سوی شهادت می‌برد، حُر "آرش" راستین مردم‌نامه ما، اینک می‌رود، تا جان خویش را تیری کند و به‌سوی دشمنان بشریت، هر چه دورتر افکند، تا مرز حریت انسان، فراخ‌تر گردد.
از دو سو، هزارها نگاه در حیرت و سکوت بر او خیره مانده‌اند تا ببینند، که مرد چه خواهد کرد؟
سوار به اردوی حسین نزدیک می‌شود، گویی سفینه‌ای است، که از دوردست‌ها می‌رسد، و آرام و مطمئن به سوی ساحل پیش می‌آید، ناگهان سپرش را واژگون کرد و فرو گرفت و افسر مغرور و سرکش نبردها، دست بر سر نهاد که عظمت، اینجا، در خشوع است، چند کلمه‌ای بیش نگفت، اعلام تسلیم و درخواست گذشت : انا الذی جعجعت بک یا حسین.
دعوت امام را که پیاده شو، و لحظه‌ای بیاسای، نپذیرفت.

حسین نیز حر را آزاد گذاشت، که هر چه می‌خواهی بکن. فرود نیامد، سرا پا شوق و شتاب برای شهادت بود. آن ماسک زشت و سیاه پیشین را که داغ ننگین گزمه‌ی رژیم یزید و پلیس ابن‌زیاد بودن بر آن پیدا بود، برداشته است، و اکنون بی‌قرار آن است، تا خود را در چهره نوین خویش، زیباترین و پرشکوه‌ترین چهره خدایی آدمی، عرضه کند، بر دشمن و دوست، و بر تمامی وجود، بر خدا و... بر خویش.
بی‌تاب آن است، که بازگردد، و در برابر سپاه خویش فریاد برآوَرَد و به عمر، فرمانده خویش خبر دهد که: من نه دیگر بنده‌ی زور، مزدور ظلم، که انسانی آزادم.
"حر"م
و اینک "شهادت" شاهدم.
دیگر نه جای درنگ است و نه جای سخن.
سواره، بازگشت رو در روی دشمن ایستاد، و در حالی‌که باران کلمات آتشناکی از سرزنش و شورش را بر روی سپاه می‌ریخت، مبارز طلبید.
پاسخ‌اش را عمر (که پدرش، سعد، نخستین کسی است در اسلام که بر روی دشمن تیر افکند)، همکار و همفکر سابق‌اش داد.
تیری پرتاب کرد و فریاد برآورد :
نخستین کسی که به اردوی حسین تیر افکند، منم.
و جاسوسان مخفی سپاه، نزد امیر، شاهدم .
و
نبرد عاشورا این چنین آغاز شد...




مرتبط با : امام حسین شهادت
برچسب ها : آفرینش حر-حر-نبرد عاشورا-عاشورا-اسلامیات-محرم-شهادت-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 18 بهمن 1390
زمان : 12:00 ق.ظ
شب قدر
نظرات |

« بسم الله الرحمن الرحیم اناانزلناه فی لیله القدر و ماادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر » « ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر و چه میدانی که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه برتر است فرشتگان و آن روح دراین شب فرود می‌آیند به اذن خداوندشان از هر سو سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان می‌شکافد! » تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرن‌ها از پس قرن‌ها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسل‌ها در پی نسل‌ها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگی‌ها، اندیشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ! ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شب‌های پیوسته، آشوبی، لرزه‌ای، تکان و تپشی که همه چیز را بر می‌شود و همه خواب‌ها را برمی‌آشوبد و نیمه سقف‌ها را فرو می‌ریزد. انقلابی در عمق جان‌ها و جوششی در قلب وجدان‌های رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانه‌هایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسان‌ها، همه اسکلت شده‌اند، فرود آمده‌اند. این شب قدر است. شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو، آغاز فردایی که تاریخی نور را بنیاد می‌کند. این شب از هزار ماه برتر است، شب مشعری است که صبح عید قربانی را در پی دارد و سنگباران پرشکوه آن سه پایگاه ابلیسی را! شب سیاهی که در کنار دروازه منی است، سرزمین عشق و ایثار و قربانی و پیروزی! و تاریخ همه این ماه‌های مکرر است، ماه‌هایی همه مکرر یکدیگر، سال‌هایی تهی و عقیم، قرن‌هایی که هیچ چیز نمی‌آ‏فرینند، هیچ پیامی بر لب ندارند، تنها می گذرند و پیر می‌کنند و همین و در این صف طولانی و خاموش، هر از چندیشبی پدیدار می‌گردد که تاریخ می‌سازد، که انسان نو می‌آفریند و شبی که باران فرشتگان خدایی باریدن می‌گیرد، شبی که آن روح در کالبد زمان می‌دمد، شب قدر! شبی که ازهزار ماه برتر است، آنچنانکه بیست و چند سال بعثت محمد، از بیست و چند قرن تاریخ ما برتر بود. سال‌هایی که آن «روح» برملتی و نسلی فرود می‌آید از هزار سال تاریخ وی برتر است. و اکنون، براندام این اسلام اسلکت شده، برگور این نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سیاهی و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟ شبی که باران فرو می‌بارد، هر قطره‌اش فرشته‌ای است که بر این کویر خشک و تافته، در کام دانه ای، بوته خشکی و درخت سوخته‌ای و جان عطشناک مزرعه‌ای فرو می‌افتد و رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید می‌دهد. چه جهل زشتی است در این شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطره‌ای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن، خشک و غبار آلود زیستن و مردن! هرکسی یک تاریخ است. عمر، تاریخ هر انسانی است و در این تاریخ کوتاه فردی، که ماه‌ها همه تکراری و سردوبی معنی می گذرد، گاه شب قدری هست و درآن از همه افق‌های وجودی آدمی فرشته می‌بارد و آن روح، روح القدس، جبرئیل پیام‌آور خدایی برتو نازل می‌شود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ، از انزوای زندگی و اعتکاف تفکر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی کوه فردیت خویش به سراغ خلق فرود‌آمدنی و آنگاه، در گیری و پیکار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ایثار خویش به پیام! که پس از خاتمیت، پیامبری نیست، اما هر آگاهی وارث پیامبران است! آن «روح» اکنون فرود آمده است، در شب قدر بسر می‌بریم. سال‌ها، سال‌های شب قدر است، در این شبی که جهان ما را در کام خود فرو برده است و آسمان ما را سیاه کرده است، باران غیبی باریدن گرفته است، گوش بدهید، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را می‌شنوید، حتی صدای روییدن گیاهان را درشب این کویر می‌توان شنید. سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد، گل سرخ فلق برلب‌های فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما ... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد. تا صبح بر اینشب سلام !





مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-اسلامیات-شب قدر-رمضان-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 17 بهمن 1390
زمان : 10:10 ب.ظ