تبلیغات
هبوط - مطالب نامه ها

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
این چنین
نظرات |

من، به لطف خدای بزرگ که از این همه محبت‌های اعجازگرش نسبت به خویش شرمنده‌ام و احساس آن، قلبم را به درد می‌آورد و روحم را از هیجان به انفجار می‌کشاند، بی‌آنکه شایستگی‌اش را داشته باشم به راهی افتاده‌ام که لحظه‌ای از عمر را برای زندگی کردن و خوشبخت شدن حرام نمی‌کنم و توفیق‌های او ضعف‌هایم را جبران می‌کند و چه لذتی از اینکه عمر ناچیزی که در هر صورتش، می‌گذرد این چنین بگذرد؟

آخرین نامه به پدر


مرتبط با : نامه ها
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 26 دی 1391
زمان : 12:28 ب.ظ
آخرین نامه ی احسان شریعتی به پدر
نظرات |


بابا علی رشید و کلکم :
لبریزم از شوق جستنتان و به همان مقدار مبهوت !

بار دیگر , کتاب کبیر زندگی شما ورقی دیگر خورد و خدا را شکر که از این صفحه ی آخری که سخت ترین و پر پیچ و خم ترین و تعیین کننده ترینشان
هم بود , سرفراز گذشتید و کرگدن وارسته بر مسلک ابوذری اش تنها به ره ادامه داد . نیلوفری که از هر کجی آزاد بود , "" قوموا "" را در عمل , پیروز نشان داد . و مگر نه که برای همای هستی قول داده بود که در هایش را بر برهمن بگشاید , و می بینیم که چه زیبا راست می گفت . دریا به راه موسی شکافته می شود , ابراهیم خندان از آتش می رهد , نوح را چه باک از هجوم سیل ها که او در کشتی تقوا برنشسته است . بر غار هجرت محمد تارهای عنکبوتی تنیده می شود و پاسداران نظام شرک کور می گردند . کجاست نیچه که ببیند هنوز خدا نمرده است ! در سالی که بر من گذشت "" خودی "" نجاتم داد , هر گاه که می رفت تا کمی به "" بی خودی "" و "" بیگانگی "" کج گردم , لهیب خشم ابوذر بود که برهمنم می کرد و به صرات مستقیم هدایتم . جشن فارغ التحصیلی بود و قرار بود آن لباس مخصوص را بر تنمان کنند , با آگاهی به گفته ی شما که این همان عبا , عمامه ی خودمان است به دفتر مدرسه رفتم و گفتم اگر می گذارید با لباس ملی خود به جشن بیایم , می آیم و گر نه خیر و چون جواب منفی بود نرفتم . این را را برای این آوردم که بدانید آن "" خودی "" که به من آموخته اید در قلب لجن , نجاتم داد . "" ناپاک از جوار پاک سودس نمی برد و پاک از جوار ناپاک زیانی نمی بیند "" .
با تنی پر عزم , دلی پر شوق , لبی تشنه و چشمی تر , سلامم را بپذیر تا """ راه """ را قاطع تر از پیش ادامه دهیم .
خدا گامهاتان را استوارتر سازد .
پیروز باشید .

احسان 8 ژوئن , 18 خرداد 1356

کتاب طرحی از یک زندگی صفحات 229 و 230 / نویسنده دکتر پوران شریعت رضوی


مرتبط با : نامه ها
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391
زمان : 10:30 ب.ظ
نامه
نظرات | ادامه مطلب

پسرم، احسان، دومین نامه‌ات را که از «بلوغ» تو خبر می‌داد، دریافت کرده‌ام. آنچه را نمی‌توانی به‌فهمی، کلمات نه‌نوشته‌ایست که در نامه تو خواندم و نیز آنچه را که تاکنون نمی‌توانی دریابی، حالت ناگفتنی و حتی نافهمیدنی است که همراه نامه‌ات پاک کرده بوی و با پست فرستاده بودی و نامه‌ات را در پنج شش دقیقه، دو سه بار خواندم و اما، پنج شش روز است که مدام مشغولم و هنوز از خواندن آن فارغ نشده‌ام و انگار که هرچه سطور بیشتری را از آن می‌خوانم، سطوری که می‌ماند بیشتر می‌شود و هرچه از آن می‌فهمم، آنچه باید از آن به‌فهمم، بیشتر می‌ماند و گویی – به تعبیر قشنگ مولانا – «این معنی – که به سراغ من فرستاده‌ای – هفته‌ای است که سر در دنبال من دارد» و عمری را هم اگر بر پشت زمین در فرار باشم، چون سایه‌ای سمج در تعقیبم خواهد بود و تا آن لحظه که خود را در گودال سیاه گوری افکنم، رهایم نخواهد کرد.



مرتبط با : نامه ها
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391
زمان : 03:41 ب.ظ
نامه به احسان
نظرات |

احسان!
از هواپیما باید پرواز آموخت، توده های ابر هرچه انبوه تر و عظیم تر، اوج پرنده پولادین بال هوشیار که تجسم عینی طیران معنوی روح آدمی است رفیع تر!

هواپیما همواره بر فراز ابرها می پرد، پرواز در زیر تابش مستقیم آفتاب.

هرچه از جاذبه زمین و فشار هوا و تیرگی ابرهای کافر دورتر و بالاتر، پرواز راحت تر، لذت بخش تر و مطمئن تر و در برابر بلندترین کوهها، شدیدترین طوفان ها و آشفته ترین جریان های جوّی، آسیب ناپذیرتر!

پرواز در روشنی خورشید، با دو بال!
و جت با نیروی انفجارهای پیاپی و مدام در خویش، قدرت معجزآسای "دفع از خویش" که جاذبه خاکی و دنیاگرای فروکشنده را می برد، فشار مقاومت هوا و غلظت سنگین جو را می شکند و می گشاید و به گونه پرتابی گلوله وار انعکاسی، به پیش می راند.

دو بال!
بال نخستین; ابوذر، که بر پهلوی چپت روییده است!
و اینک بال دوم: مولانا، را برایت می فرستم!


به امید آن که در آن هوای غلیظ و آسمان ابری دور از آفتاب غربت غرب علی رغم آن جاذبه نیرومند زمینی، پروازی راحت، خوش، هماهنگ و مطمئن، در اوج داشته باشی، بر فراز تمامی جریان های جوّی و طوفان های شکننده خطرناک جوّی و در قلب خورشید، سینه آسمان پاکی که وحی می بارد!

بابا علی 30/ 12/ 55



مرتبط با : نامه ها
برچسب ها : نامه-نامه به احسان-نامه های دکتر شریعتی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 31 تیر 1391
زمان : 12:08 ق.ظ