تبلیغات
هبوط - مطالب گوناگون

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
روشنفکر
نظرات |

روشنفکر کیست؟

تو کجای تاریخ قرار گرفته ای؟ اگر این را بفهمی روشنفکری. و می بینیم بسیار کمند که اینها را دقیقا بتوانند ارزیابی کنند و نیز در چه جایی؟ در چه جایی یعنی چه؟

یعنی در جامعه ی خودت در میان قطب های مختلف و جهت های مختلف, دشمن ها و دوست ها, بالاها و پایین ها, در تمام این خطوطی که به تو می پیوندد چه وضعی دارد, چه جایگاهی داری؟

این را همه می فهمند؟ بسیار کمند کسانی که بدانند کجا قرار دارند.

روشنفکر در یک کلمه کسی است که نسبت به "وضع انسانی" خودش در زمان و مکان تاریخی و اجتماعی ای که در آن است خودآگاهی دارد و این "خودآگاهی"  جبرا و ضرورتا به او احساس یک مسئولیت بخشیده است.

(چه باید کرد-صفحه 255)



مرتبط با : گوناگون انسان اجتماعیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 17 آذر 1394
زمان : 11:33 ب.ظ
روح های اندک و بی سرمایه
نظرات |

روح های اندک و بی سرمایه اند که در بی دردی به ابتذال می کشند

عشق های مزاجی اند که در وصال می میرند

در پیری می پژمرند, سراب ها زود پایان می گیرند؛

 

اما روح های بزرگ و سرمایه دار که گنجینه های بیشمار در خود پنهان کرده اند,

روح هایی نیرومند و توانا که خلاق اند و هنرمند؛

روح هایی که امانت دار خدایند و همانند خدا مسجود ملائک....

اینان در "نیل", در "وصال" در "کام" به رکود نمی افتند, نمی پوسند, عفونت نمی گیرند.

احساس هایی مه همچون طلایند؛ از آرامش, از ماندن زنگ نمی زنند, روح های مسی, آهنی, حلبی, گوشتی, مردابی.... اینچنیند.

دو روح ثروتمند و هنرمند می توانند برای همیشه هم را استخراج کنند, هم را بسازند و اینچنین هم را دوست بدارند....

و این خود یک زندگی کردن است...

 

"هبوط"



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : روح-عشق-وصال-پایان-زندگی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 16 آذر 1394
زمان : 09:29 ب.ظ
آرامش
نظرات |

بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید,

هرچند آنچه می بینی جز رنج و پریشانی نباشد.

اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل نکن...

 

کویر



مرتبط با : کویریات گوناگون
برچسب ها : شیطنت عشق-عشق-عریانی-آرامش-کوری-تحمل-رنج-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394
زمان : 12:28 ب.ظ
انچه هست
نظرات |

بودا زندگی را رنج, علی دنیا رو پلید, سارتر طبیعت را بی معنی و بکت انتظار را پوچ و کامو عبث یافته اند

همه شان به روی یک قله رسیده اند و از آنجا این جهان و حیات را می نگرند, هرچند فاصله شان به دوری کفر

 و دین؛ در "آنچه هست" همگی پیروان یک امتند.


مرتبط با : گوناگون
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
زمان : 10:40 ق.ظ
4 زندان
نظرات |

در اوج آگاهی آدمی خود را زندانی چهار زندگی می یابد:
"طبیعت", "تاریخ", "جامعه" و "خویش"
سخن گفتن از "معانی و عواطف", "دردها و نیاز"های آدمی است, که در هریک از این چهار زندگی اش, بر گونه ای است؛
گاه در "هستی" سخن میگوید, سخن اش فلسفه است,
گاه در تاریخ و سخن اش انسان است.
و گاه در جامعه و سخن اش سیاست,
و گاه در خویشتن و سخن اش شعر



مرتبط با : گوناگون
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 26 خرداد 1392
زمان : 10:11 ب.ظ
شکوه
نظرات |

پیش کسی شکوه کردن از درد ره بد احساس میکردم... بد؟
نه,
     ضعف, زبونی, عجز,

درد دل با کسی گفتن, یعنی به کسی نیازمند بودن, تا تسلی ات بدهد!



مرتبط با : گوناگون
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 21 خرداد 1392
زمان : 01:49 ب.ظ
هنوز..
نظرات |

گوسفندی ذبح کن ! و لقمه ای به گرسنه ای ببخش! وه ! که این حج, کلافه ام می کند! چهار سال است که هنوز از حج باز نگشته ام! هنوز حاجی نشده ام !


گفتگو های تنهائی


مرتبط با : گوناگون
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391
زمان : 12:54 ق.ظ
اکنون به کجا میروی...
نظرات |

اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی‌ات؟ و .... من چه می‌دانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط می‌توانم نشانیهایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف می‌کند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویل‌های مصلحت‌جویانه و ... به فرار می‌کشاند و عشق به او کور و کرت می‌کند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آنرا هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه : ذبح گوسفند بجای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!

ای حاج، اکنون به کجا میروی؟ به خانه؟ به زندگی؟ دنیا؟ رفتن از حج، آنچنان که آمده بودی؟ هرگز. ای که نقش ابراهیم را در ...
این صحنه ایفا کردی! هنرمند خوب در شخصیتی که نقش او را بازی می‌کند حل می‌شود و اگر خوب بازی کرده باشد، کار صحنه پایان می‌گیرد و کار او پایان نمی‌گیرد. هنرمندانی بوده‌اند که از نقشی که ایفا کرده‌اند دیگر بیرون نیامده‌اند و بر آن مرده‌اند. و تو ای که نقش ابراهیم را بر عهده داشتی، نه به بازی که به عبادت، به عشق، از نقش ابراهیم به نقش خویش رجعت مکن، خانه مردم را ترک مکن و دوباره پا در گلیم خویش مکش.
ای که در مقام ابراهیم ایستاده‌ای و بر پای ابراهیم به پا خاسته‌ای و به دست خدای ابراهیم دست بیعت داده‌ای، و به سرزمین ایمان و بر فرش خدا به مهمانی پا نهاده‌ای و در گرداب عشق فرو رفتی و خود را در خلق طائف نفی کردی و در کوهستان‌های حیرت و آتش به جستجوی آب تلاش کردی و آنگاه از مکه، یکسره در عرفات هبوط کردی و از آنجا، منزل به منزل به سوی خدا رجعت کردی و با ” آگاهی" (در پرتو روشنی آفتاب عرفات)، و ”خودآگاهی" (به روشنی پاک شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختی، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز منی گذشتی و سرزمین عشق و ایمان را از حکومت ابلیس‌ها رها کردی، و در پایان کار گوسفندی را ذبح کردی! ابراهیم‌وار زندگی کن و در عصر خویش معمار کعبه ایمان باش، قوم خویش را به حرکت‌آر، جهت بخش، به حج‌خوان، به طواف آر . و تو ! ای هم پیمان با خدا، ای همگام با ابراهیم ای که از طواف می‌آیی و کار حج را با طواف نساء به پایان آورده‌ای و در جای معمار کعبه ،بانی مدینه حرم و مسجدالحرام ایستاده‌ای و روی در روی هم‌پیمان خویش (خدا) داری، سرزمین خویش را منطقه حرم کن، که در مسجدالحرامی، عصر خویش را زمان حرام کن ، که در زمان حرامی، و زمین را مسجد‌الحرام کن، که در مسجدالحرامی، که: زمین مسجد خداوند است و می‌بینی‌که : نیست!


مرتبط با : اسلامیات گوناگون
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 5 آبان 1391
زمان : 02:23 ب.ظ
راه..
نظرات |

یک آیه در انجیل هست که من خیلی دوستش دارم و فکر میکنم اگر همه ی انجیل تحریف شده باشد این آیه ی اصیل است , زیرا بوی سخن یک پیغمبر را میدهد و تصور نمیکنم کسانی که به تحریف یک کتاب آسمانی می پردازند این قدر شعور و ذوق داشته باشند که چنین جمله زیبائی بسازند . میگوید : "" ای انسانها از راههائی مروید که روندگان آنها بسیارند از از راههائی بروید که روندگان آن کم اند ""

سخنرانی علی حقیقتی بر گونه اساطیر



مرتبط با : گوناگون
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391
زمان : 08:16 ب.ظ
نگاه ها..
نظرات |

عقل ها مختلفند و هرکس به جنس عقلی که دارد دنیا را میبیند و حتی اشیا مادی و رنگ ها را میبند

مسلما در نگاه عقلی که با عقل دیگر تجانس ندارد, یک رنگ هم با همان رنگی که او میبیند, تطابق ندارد.

جهان را نه آنچنانکه واقعا هست ما میبینیم, جهان را آنچنانکه ما واقعا هستیم, میبینیم

 

مجموعه آثار 17



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391
زمان : 11:37 ق.ظ
هنر
نظرات |

هنر عبارت است از: کوشش انسان برای برخوردار شدن از آنچه که باید باشد, اما نیست.

بنابراین انسان که خودش راتنها می یابد بوسیله هنر است که میخواهد بر این زمین وآسمان و اشیایی که با او متجانس نیستند, با او بیگانه هستند, رنگ آشنایی و تفاهم بزند تا آنرا درک کند. بنابراین یک کار هنراینست که بعد از آنکه انسان با آگاهی انسانی بیشتر, گریز از طبیعت کرد و طبیعت رابا خودش بیگانه دید و خودش را در طبیعت غریب یافت, به کمکش می آید تا احساس غربت در او تخفیف پیدا کند. چگونه؟ دیوار این زندانش را به صورت آن خانه ای که آرزو میکند که کاش می بود, اما نیست تزیین میکند.

این اشیا, این آسمان, این ستاره ها, این کوه او را درک نمیکند, و او در میان تمام این اشیا جامد و کورتنها مانده. هنر تمام این اشیا را احساس می دهد.

هنر کار دیگری که میکند ساختن و خلق کردن چیزی است که در این زندگی و در این طبیعت نیست اما من نیاز دارم که باشد.

هنر درست تقلید از ماورا محسوس است. ماورا طبیعت است. تا طبیعت را بر گونه آن تزیین کند. یا طبیعت آنچه را که میخواهد باشد و نمی یابد بسازد و احساس و احتیاج او را یعنی دور شدن از قید های مادی محسو, تحقق بخشد.

از این است که هنر آن امانتی است که خداوند به انسان داد. به زمین و آسمان و همه کوهها و دریاها عرضه کرد, هیچکدام برنداشتند. مقصود این است که, نه اینکه ایستاد و گفت: ای کوه و ای آسمان آیا شما میخواهید؟ بعد گفتند نخیر. بعد انسان برداشت. یعنی کوه, دریا, دارای خلاقیت, احساس آگاهی و نیازمندی بیش از آنچه موجود است, نیستند و نمی توانند احساس کنند] نه نیازمندند نه اضطراب دارند, نه دردمندند, نه میتوانند خلق کنند.

این انسان است که برمی دارد. چه چیز را؟ استعدادی را که میتواند حس کند و میتواند انتخاب کند و میتواند بیافرنیدو هنر تجلی قدرت آفریدگاری انسان در جبران و تزئین و ادامه هستی است.

هستی مقصود همه چیز است. هم هستی طبیعت است و هم هستی زندگی اجتماعی است و هم هستی حد و مرز بشریمان است.

هنر تجلی آفریدگاری انسان است که از ادامه ی این هستی, تجلی آفریدگاری خدا است.

تا طبیعت را, هستی را, یا انچنانکه او میخواهد و نیست بیاراید یا آنچه را میخواهد و نیست, بسازد.

این است که هنر همچنانکه هگل می گوید در طول تاریخش دارد از عینیت به طرف ذهنیت و معقول بودن, عقلی بودن تکامل پیدا میکند.

 

مجموعه آثار 22



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : هنر-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391
زمان : 09:04 ب.ظ
بحر در کوزه
نظرات |

من اکنون رسیده ام به کناره ی دریایی بی انتها

دریایی موج زن از درد

دریایی از آن الهام های پاک اهورایی

که در این قرن های سکوت جاهلی،آبشخور هیچ احساسی نبوده است

از آن گوهر های گرانبهای غیبی

که در این خلوت تاریخ

در صدف هیچ فهمیدنی نگنجیده اند

و من چگونه این کوزه ها را پر کنم

و بدهم به دست توی تشنه

ای جان سوخته ی آپولون!

ای که جوی آلوده ی این بازار

از کنارت می گذرد

می دانم تشنه ای اما...

این دریا را در کوزه نمی توان کرد...


مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1391
زمان : 02:24 ب.ظ
درددل و دفاع کردن
نظرات |

من از دو کار نفرت دارم :

یکی درد دل کردن که کار شبه مرداهاست و یکی هم از خود دفاع کردن, برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است, آدم های سست.

شجاع به همدرد نیازمند نیست؛ از ناله شرم دارد؛

مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارند. زندگی اش از او دفاع می کند.

زمان تبرئه اش می کند. پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود,

هرچند سنگها را بسته و سگها را رها کرده باشند !

 

کویر



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391
زمان : 11:19 ق.ظ
بعضی آدمها..
نظرات |

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شكوه‌اند كه ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی كه از پیش ما می‌روند، نرم و آهسته درك می‌كنیم، باز می‌شناسیم، می‌فهمیم كه آنان چه بودند، چه می‌گفتند و چه می‌خواستند، ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم، هزار حرف داریم برایشان، اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود!

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391
زمان : 01:27 ق.ظ
خوب بودن
نظرات |


خوب بودن ! کلمه هیجان آوری نیست 

 خوبی ، در فارسی شکوه و عظمت خارق العاده ای ندارد 


 با متوسط بودن و بی بو و خاصیت بودن هم صف است
 
خوب بودن از نظر ما یعنی بد نبودن ! و این معنی مبتذلی است !
 
آدم خوب ! به چه کسانی می گوییم ؟ به آدمهایی که فقط به درد دامادی می خورند
 
و تشکیل خانواده و سر و سامانی شسته رفته و راحت و نقلی
 
 کسی که هم به حرف طبیعت میکند و هم به حرف همه آدمها .


آدم خوب یعنی کسی که هیچکس از او بدش نمی آید ! یعنی چه !


اما .... در اینجا کسی چه می داند که خوب بودن، در سطح بالا تر از زندگی 
  
و مردم و « روزمرگی » با عالی ترین زیبا بودن ها یکی می شود ،
 
 در هم می آمیزد و بعد ، در آنجا – آنجا که دست کوته بلندترین احساس ها هم
 
به زحمت به آستانه آن می رسد – در آن قله بلند عالیترین معراجهای روحهای

 خارق العاده ، خوبی ها از عالیترین زیبایی ها نیز زیبا تر می شوند .
 
چنانکه زیبایی ها نیز در آنجا از آسمانی ترین و مقدس ترین خوبی ها نیز خوب تر

می شوند!
 
دنیای دیگری است ؛ چیزهای دیگری است ؛ رنگها ، آتش ها ، روشنایی ها
 
 و حالتها و نیازها و دردها و تشنگی ها و عشق ها و دوستی ها و پیوند ها و

احساس ها و تصویرها و تپیدن ها و ایمان ها ... ی دیگری است .
  
پای هیچ تعبیری بدان گامی برنتواند داشت و دست هیچ زبانی بر دامن بلندش 
  
چنگ نتواند زد
 
باید روزگار یک نغز بازی کند

 

"کویر"

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-کویر-خوب بودن-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 25 تیر 1391
زمان : 11:11 ب.ظ
اسماعیل تو...
نظرات |

.......... و اکنون تو ابراهیمی ، واسماعیلت را به قربانگاه آورده-ای . اسماعیل تو کیست ؟  چیست ؟

من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم . 

 آنچه تو را در راه ایمانت ضعیف می کند  ،

آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند ،

آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت  را اعتراف کنی ،

آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه  و .......

به فرار می کشاند و عشق به او کور و کرت می کند  و بالاخره ، آنچه برای از دست ندادنش ، همه دست آورد های ابراهیم  وارت را از دست می دهی  ،

او اسماعیل تو است  !

اسماعیل  تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شئ ، یا یک حالت ، یا یک وضع ، و یا حتی یک نقطه ضعف !

تو خود آن را ، هر که هست و هر چه  هست ، باید به منا آوری و  برای قربانی انتخاب کنی :

چه ذبح گوسفند به جای اسماعیل ، قربانی  است و ذبح گوسفند به جای گوسفند  ، قصابی!

 

مجموعه آثار 6 - تحلیلی از مناسک حج



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : تحلیلی از مناسک حج-حج-اسماعیل-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1391
زمان : 11:05 ب.ظ
چگونه باید گفت..
نظرات |

برای سخن گفتن, تنها دانستن کافی نیست

توانستن نیز میخواهد..

چه بسیارند کسانی که میدانند چه بگویند, اما هیچ نگفته اند

از آنکه نمی دانسته اند چگونه باید گفت...

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دانستن-توانستن-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 14 تیر 1391
زمان : 03:03 ب.ظ
حرف
نظرات |

چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بی آنکه چیزی  بگویند

و چه کم اند کسانی که حرف نمی زنند اما بسیار می گویند



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 8 تیر 1391
زمان : 08:06 ب.ظ
مصلحت
نظرات |

هر گز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام ، اما از این کلمه شوم  "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده بود...



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : مصلحت-مصلحت پرستی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391
زمان : 11:50 ب.ظ
حق
نظرات |

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

"شهادت"

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-حق-باطل-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1391
زمان : 12:16 ب.ظ




( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]