تبلیغات
هبوط - مطالب مرداد 1391

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
من..
نظرات |

من حبابی بودم بر دریا

انباشته از هوا ، و خود را « من » حس می کردم .

اکنون که از هوا بریده ام و از خویش خالی شده ام دیگر نه حباب که دریایم.

رود تا وقتی که در تنگنای بستر سنگستانش با نام و نشان خودش می رود ، دچار التهاب و رنج و پریشانی و هیجان است ، رود خانه است ، نه « دریا » است ، یعنی نه رودخانه های دیگر یعنی «هیچ»  و چون به دریا می رسد و دیگر رود فلان نیست و خویش را نفی می کند، دریا می شود ، منِ رودخانه ایِ او نفی می شود ، منِ دریاییِ وی هست می گردد ، خود را دیگر نه رود که آب احساس می کند که من حقیقی همه رود هاست این است که تصوف می گوید بقا در فنا که چون رودخانه ای که به دریا حلول می کند من در خدا وارد می شوم و در او باقی و از خود نفی می شوم



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1391
زمان : 01:17 ب.ظ
چقدر....
نظرات |

چقدر در این دنیا بهشت ها و بهشتی ها نهفته است.

اما نگاه ها و دل ها همه دوزخی است. همه برزخی است که نمی بیند و نمی شناسد.

کورند و کرند. چه آوازهای ملکوتی که در سکوت عظیم این زمین هست و نمی شنوند.

همه جیغ و داد و غرغر و نق نق و قیل و قال و وراجی . چرت و پرت و بافندگی و محاوره.

وای که چقدر این دنیای خالی و نفرت بار برای فهمیدن و حس کردن سرمایه دار است! لبریز است! چقدر مایه های خدایی که در این سرزمین ابلیس نهفته است

زندگی کردن وقتی معنی می یابد که فن استخراج این معادن ناپایدار را بیاموزی..



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1391
زمان : 08:48 ب.ظ
دور از همه چیز...
نظرات |

دوست دارم دور از غوغای ملال آور و دروغ آمیز زندگی، از این سر در لاجوردی این معبد به درون پناه برم. از سایه روشنهای خیال رنگ و خاموشی که بر کف معبد افتاده بگذرم، به کنار آن چشمه رسم. دست و رویم را با آن آب شستشو دهم، چنانکه هیچ غباری بر چهره ام نماند و رنگهایم همه پاک گردد و "من" هایم همه رنگ بازد و همه خویش گردم، یا همه زدوده از خویش.
هر چه دارم ، هر چه هستم بشویم ، هیچ نباشم ،تنها و تنها یک "نیاز" گردم، شسته از غرور، پاک گشته از عوام و زدوده از هر چه طبیعت و وراثت، تاریخ ،محیط، عقل مصلحت باز و اندیشه های رنگارنگ و مغرض و بیگانه که مرا آلوده اند، وضو سازم ،غرقه در اخلاص و گداخته در شوق و محو شده در نیاز و بگذرم و به غرفه ای پناه برم،گوشه ای تنها بنشینم و با نگاههای خویش بر در و دیوار معبد دست کشم،
مسح کنم،
بنوشم ،
پر شوم،
سیر شوم،
سیرآب شوم،
راضی شوم،
آرام گیرم...



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 25 مرداد 1391
زمان : 10:28 ب.ظ
اندوه و آرامش
نظرات |


و از علائم مومن آرامش و اندوه است!
 
اندوه؟ نه!
 
آرامش؟ نه!
 
اندوه و آرامش!
 
روحی که در درد پخته شود آرام می گیرد.
 
احساسی که در هیچ گوشه ای از هستن آرام نمی تواند یافت آرام می گیرد
 
کسی که می داند کسی از راه نخواهد رسید به یقین می رسد.
 
غم هنگامی بی آرامت می کند که دلواپس شادی هم باشی!
 
آرامش غمگین!
 
سکوت بر سر فریاد!
 
سکونت گرفتن در طوفان!



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : اندوه و آرامش-دکتر علی شریعتی-علی شریعتی-سخنان دکتر علی شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391
زمان : 02:05 ق.ظ
بگذار شب بیاید
نظرات |

ای خورشید،

بر دم دروازه ی مغرب ایستاده ای چه كنی؟

چشم انتظار كیستی؟

غروب كن!

بگذار شب بیاید

بگذار جامه ی سیاهش را بر چهره ی كاینات افكند

بگذار شب بر سرم باز خیمه زند!

 

 



مرتبط با : کویریات
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391
زمان : 12:43 ق.ظ
بعضی آدمها..
نظرات |

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شكوه‌اند كه ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی كه از پیش ما می‌روند، نرم و آهسته درك می‌كنیم، باز می‌شناسیم، می‌فهمیم كه آنان چه بودند، چه می‌گفتند و چه می‌خواستند، ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم، هزار حرف داریم برایشان، اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود!

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391
زمان : 12:27 ق.ظ
درد علی..
نظرات |

درد علی دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می‌گرییم كه از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌كند. اما این درد علی نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است كه ما آن را نمی‌شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را كه علی درد شمشیر را احساس نمی‌كند و ... ما درد علی را احساس نمی‌كنیم.

ما ملتی كه افتخار بزرگ انتصاب به علی و مكتب علی را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است كه می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است كه می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا كرده، ‌به آگاهی، بیداری، حركت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم كه با داشتن علی و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی كه «شیعه علی بودن» از «چون علی عمل كردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یك ملت « دوستدار علی » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی »‌! چراكه شیعه علی همچنان كه گفتم علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت كردن است.

"خود سازی انقلابی"

 



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-درد علی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391
زمان : 08:47 ب.ظ
شیعه علی بودن
نظرات |

سخن گفتن درباره علی بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی یك قهرمان یا یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی از ابعاد و جهات مختلف بررسی كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلكه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌كند. بنابراین درباره علی سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزه‌ای است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

علی یكی از شخصیت‌های بزرگی است كه به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر را باید جدا كرد كه رسالت خاصی دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته می‌بود، بدشناخته‌تر است كه كیست، محققین او را برای اولین بار می‌شناختند.

گاه علی را كه توی این جنگ‌ها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌كرده كه كسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول كنم كه رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز!

درد علی خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، كه این روح را این اندازه بی‌تاب بكند! مسلما این همان درد انسانی است كه خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است كه خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌كند.

مسلما هر كسی كه انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌كند، انسان است، این است كه می‌بینیم علی قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاكی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشك دقیقی است كه حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی كه تحمل نكردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است كه انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.

علی نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته كه یك خانواده امام است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای كه پدر علی است، مادر زهرا است، پسر آن خانواده حسین [و حسن ] است و دختر آن خانواده زینب است.

چهرهایی كه می‌خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یك ایدئولوژی مطرح و عنوا كنم، دارای این خصوصیات است. البته این كامل‌ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی‌ترین آنهاست

علی نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر و علی، علی مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی ، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی مرد كار یدی، كشاورزی و تولید، علی ‌مظهر نثر و شعر علی بهترین سخنور و سخنگو، علی ‌فیلسوف، علی مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی ‌زهد انقلابی و عبادت ، ‌تكیه بر عدالت، علی تساوی در مصرف، علی امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها ، علی نفی مصلحت به خاطر حقیقت ، نفی شخصیت، علی انسان‌دوستی.

"خود سازی انقلابی"



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-شیعه علی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1391
زمان : 05:12 ب.ظ
عوام زدگی
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1391
زمان : 11:29 ب.ظ
اسلام
نظرات |

اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که؛

به آنچه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر,

در آخرت پاداش دهد

و هر عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود اصلاحی,

ثواب داشته باشد



مرتبط با : اسلامیات
برچسب ها : اسلام-اسلامیات-آخرت-دنیا-ثواب-پاداش-اسلام شناسی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1391
زمان : 04:47 ب.ظ
بزرگواری گول خور
نظرات |

خدایا، اندیشه و احساس مرا به حدی پایین میاور كه زرنگی های حقیر و پستی های نكبت بار و پلید شبه آدم های اندك را متوجه شوم ، چه ، دوست می دارم بزرگواری گول خور باشم تا ، همچون اینان ، كوچكواری گول زن



مرتبط با : اجتماعیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 14 مرداد 1391
زمان : 07:55 ب.ظ
آگاهی
نظرات |

آگاهی ...،اگر چه به رنج ، ناکامی و بدبختی منجر شود،طلیعه راه و طلیعه

روشنایی ، طلیعه نجات بشریت است ،…

از جهلی که خوشبختی ، آرامش، یقین و قاطعیت می آورد ، هیچ چیز ساخته نیست



مرتبط با : اجتماعیات
برچسب ها : آگاهی-جهل-یقین-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 13 مرداد 1391
زمان : 05:00 ب.ظ
انتخاب, بین دو بی نهایت
نظرات |

انسان  موجود خاصی است, از پست ترین موجودات عالم خلق شده.

از خاک آفریده شده (خاک مظهر پستی است)

 از گِل از حما مسنون (گل بوی ناک؛ لجن)

از صلصال کالفخار یعنی گل رسوبی خشک شده.

آدم از این آفریده شده, از ماده ایکه میل به رسوب دارد, مایل به ته نشین شدن؛ این لجن متعفن ته نشین شده ظرف روح خدا می شود.

بنابراین آدم مساوی است با لجن به اضافه روح خدا.

روح خدا به چه معناست؟

به معنای عالی ترین و برترین ذات قابل تصور در همه جود.

پس انسان, هر من, عبارتست از یک انتخاب, یک تردید میان یک قطب لجنی و یم قطب روح خدایی.

فاصله یک بعد انسان تا دیگر بعدش از منهای بی نهایت است تا به اضافه بی نهایت.

این فاصله عظیم مسیری است که انسان باید همواره طی کند.

انسان یک مهاجر دائمی است, از لجن تا خداوند.

 و کلام "انا لله و انا الیه راجعون" به این معناست که آدمی از منهای بی نهایت و پست ترین و پایین ترین وجود مادی باید صعود کند تا آخرین پله وجود ممکن در هستی.

و این فاصله که فاصله ای بی نهایت است و تکامل دائمی انسان را بیان می کند اسمش مذهب است و دین.

بنابراین رسالت و ماموریت سنگین انسان, طی کردن این راه عظیم است از لجن تا خدا...

 

 

"میعاد با ابراهیم"

 



مرتبط با : انسان
برچسب ها : انسان-انتخاب-بی نهایت-لجن-خدا-روح خدا-مذهب-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391
زمان : 12:32 ب.ظ
خوشبختی ناگهانی..
نظرات |

چه رنج ها که در خویش نیندوختیم.

یک عمر در خویش گره خوردن و سال ها نفس در سینه زندانی کردن و زندگی را, روح را, دل را همه در زیر آوار سنگین تقیه پنهان کردن طاقت فرساست.

و طاقت فرساتر از آن ناگهان احساس کردن که خفقان ها و ترس ها و تقیه ها و رنج ها و دلهره های دائم روزمره و هر ساعته و هرلحظه یکباره پایان یافته است.

خوشبختی ناگهانی] شادی بزرگ ناگهانی و رهایی ناگهانی که همه یکباره سر رسد و دو روح تشنه را ناگهان در قلب دریای زلال مهر؛ دریای بزرگ همه خواستن ها, بهشت همه ی خیال ها رها کردن دشوار است...

 

"استقبال در اورلی"

 



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391
زمان : 03:19 ب.ظ
چه سخت است نتوانستن در دانستن
نظرات |

مادام دولاشاپل به شاندل:

من مثل تو بلد نیستم آنچه را حس میکنم, آن جوری که حس میکنم بگم...

 

حیف نمیتوانم, این است که من بیشتر از تو رنج می برم,

تو این شانس را داری که میتوانی بگی و من مجبورم, توی دلم نگه دارم و تحمل کنم و مخفی کنم و این است که هیچ وقت راحت نیستم, همیشه احساس میکنم که روحم سنگین است, و هر کلمه ی خوبی نیشتری است که آدم به قلبش که از فشار حرف ها و دردها و گفتن ها ورم کرده است فرو می کند و خون از آن جستن می کند و روح کمی سبک می شود..

 

گاه فکر میکنم حیف از این گنجینه ی شگفت و مرموز و قیمتی است که در روح من پنهان است و بدست من افتاده است...

 

 

استقبال در اورلی



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : کویریات-استقبال در اورلی-شاندل-مادام دولاشاپل-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391
زمان : 02:39 ب.ظ
فهمیدن
نظرات |

پر بودم و سیر بودم و سیرآب

و لذتم تنها این بود که می فهمم...!

آری, کارم سخت است و دردم سخت

و از هرچه شیرینی و شادی و بازی است محروم

اما...

این بس که می فهمم!

خوب است؛

احمق نیستم...



برچسب ها : کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-فهمیدن-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد 1391
زمان : 02:34 ب.ظ
خودت
نظرات |

عمر را به شناختن و دیدن خیلی چیزها و خیلی چهره ها می گذرانی...

اما در این میان یکی هست که به او کمتر از همه می پردازی.

یکی هست که پاک از او غافلی


یکی هست که از همه بیشتر به تو نزدیک است و تو از همه بیشتر از او دوری.

 او را یک بار هم ندیده ای. در او نگاه نکرده ای..


 به دیگران مشغول شده ای و او را گم کرده ای و من اکنون می خواهم او را با

یادت آوردم.


«او کیست؟ خودت.»

 

"با مخاطب های آشنا"

 



برچسب ها : انسان-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 3 مرداد 1391
زمان : 10:03 ب.ظ
شریعتی منم...
نظرات |

درون خودرویی نشستم . مرد میانسالی در کنارم نشست؛ کتابی که تصویر دکتر شریعتی بر روی جلد آن نقش بسته بود ، توجه مرد میانسال را به خود جلب نمود. قطره های اشکش را دیدم که به نرمی روی گونه اش می لغزید. پرسیدم با دکتر شریعتی چگونه آشنا شدید؟
گفت: در حسینیه ی ارشاد شنونده ی سخنانش بودم. در اوایل مهر ماه سال ۱۳۵۲ دستگیر شدم. مرا به زندان کمیته ی مشترک شهربانی و ساواک بردند. زندان کمیته ی مشترک، ساختمان کوچکی بود که از آن برای بازجویی های اولیه استفاده می کردند. این ساختمان از چندین سلول انفرادی تنگ و تاریک تشکیل شده بود و صدای بازجوها و آزار و شکنجه به آسانی شنیده می شد.

از جمله ی زندانیان، دختر دانشجویی بود که در سلول روبرویی بازجویی می شد و لابه لای آن بازجویی، کلمات و جملاتی درباره ی کتاب های دکتر شریعتی می شنیدم، نزدیک غروب، باز و بسته شدن در سلول خبر از ورود زندانی جدیدی داد. از گفت گوی ماموران ساواک فهمیدم همسایه ی تازه وارد کسی نیست جز دکتر شریعتی! هیجان زده به انتهای سلول رفتم و به علامت رمز به دیوار سلول دکتر کوبیدم. شکنجه گر ساواک به دختر دانشجو تشر می زد: دکتر شریعتی تو را به این روز انداخته، اگر از شریعتی اعلام بیزاری کنی، آزادت می کنم، باید به شریعتی فحش بدی. دختر دانشجو که از حضور دکتر در زندان بی خبر بود، محجوبانه می گفت: من فحش بلد نیستم.
از کنار میله های سلول نگاه کردم، دکتر با یک دست میله های سلول را می فشرد و با دست دیگرش به میله ها می کوفت و ملتهبانه خطاب به دختر فریاد می کشید : دخترم، دخترم، شریعتی منم! به من فحش بده ! دختر که تازه به حضور دکتر پی برده بود، صدایش را از حد معمول بلندتر کرد و گفت: دکتر! قربان قلمت، قربان هدفت ! ….
اما آتش سیگار شکنجه گر بیش از این امان نداد و در صورت دختر فرونشست. شکنجه های مداوم و ناله های پی در پی دختر دانشجو، فضای روانی زندان را دگرگون کرده و همه را بی تاب کرده بود! حتی صدای نفس نفس زدن دکتر و آه کشیدنش را می شنیدم. صدای ناله های دختر معصوم، پس از نیمه شب رو به خاموشی نهاد، اما این رنج و شکنجه تا سپیده دم ( برای دکتر ) ادامه داشت.

صبح در سلولم را باز کردند و دست هایم را از پشت به هم بستند. آنگاه مرا به محوطه ی زندان آورده و در کنار در زندان نشاندند. یک لحظه چشمم به چهره ی دکتر افتاد، او را نیز از سلولش بیرون می آوردند. آنچه را که می دیدم، باورم نمی شد. چشمهایم را به زانویم مالیدم و دوباره با شگفتی به چهره ی دکتر نگاه کردم: موهای دکتر سپید شده بود !

 

محمد لامعی



مرتبط با : خاطرات
برچسب ها : خاطرات-خاطرات دکتر شریعتی-دکتر علی شریعتی-علی شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1391
زمان : 05:03 ب.ظ