تبلیغات
هبوط - مطالب خرداد 1391

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
تاریخ بخوان
نظرات |

افسانه شریعتی: یکی از خاطرات من درباره ی جلسه ی کنکور و انتخاب رشته است, که دکتر ایستاده بود و توصیه می کرد که من رشته ی تاریخ را انتخاب کنم و من به ادبیات علاقه داشتم. علت آن را پرسیدم. دکتر گفت:

«ادبیات تو را از واقعیات زندگی دور می کند و به دنیای خاص ایده آلی می برد؛ اما تاریخ با وجود تمام حق کشی هایی که می کند و گاهی داوری های غیرمنصفانه, ولی تو خودت می توانی حقایقی را که به درد زندگی ات می خورد, آن را پیدا کنی و هیچ وقت زیربار دیکتاتوری نروی. دیکتاتوری ها همه رو به فنا هستند و پایانی دارند, و تو از طریق همین قانونمندی در تاریخ و طبیعت, زندگی را کشف میکنی و از یک فرازی دیگر به زندگی نگاه می کنی»

از این رو من با تأکید برادرم, رشته ی تاریخ را انتخاب کردم.



مرتبط با : خاطرات
برچسب ها : تاریخ-خاطرات-خاطرات دکتر شریعتی-خاطره ای از دکتر شریعتی-افسانه شریعتی-دکتر علی شریعتی-علی شریعتی-دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
زمان : 05:29 ب.ظ
مصلحت
نظرات |

هر گز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام ، اما از این کلمه شوم  "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده بود...



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : مصلحت-مصلحت پرستی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391
زمان : 11:50 ب.ظ
وصیت نامه کامل دکتر شریعتی
نظرات | ادامه مطلب

به هر حال پس از بر طرف شدن موانع خروج از کشور به قصد حج خود را آماده کرد و به عنوان یک مسلمان وصیت خود را نوشت. زمستان سال 1348 « امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر شخصیتهای مدرج، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم که گفتند چهار بعد از ظهر در فرودگاه حاضر شوید که هشت بعد از ظهر احتمال پرواز هست (نشانه¬ای از تحمیل مدرنیزم قرن بیستم بر گروهی که به قرن بوق تعلق دارند).

گر چه هنوز تا مرز احتمالات ارضی و سماوی فراوان است اما به حکم ظاهر امور، عازم سفرم و به حکم شرع، در این سفر باید وصیت کنم.

وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز که در سی و پنج سالگی است، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است چه خواهد بود؟ جز این که همه قرضهایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی، تماما واگذار میکنم به همسرم که از حقوقم (اگر پس از فوت قطع نکردند) و حقوقش و فروش کتاب¬هایم و نوشته¬هایم و آن چه دارم و ندارم بپردازد؛ که چون خود می¬داند، صورت ریزَش ضرورتی ندارد.



مرتبط با : وصیت نامه
برچسب ها : دکتر شریعتی-دکتر علی شریعتی-علی شریعتی-وصیت نامه دکتر شریعتی-وصیت نامه کامل دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391
زمان : 02:59 ب.ظ
ای نسل اسیر وطنم
نظرات |

lی نسل اسیر وطنم.

تو می دانی که من هرگز به خود نیندیشیده ام،

تو می دانی و همه می دانند که من حیاتم، هوایم،همه ی خوستنیهایم به خاطر تووسرنوشت تو و آزادی تو بوده است،

تومی دانی و همه می دانند که هرگزبه خاطر سود خود گامی بر نداشته ام از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده ام .

تو می دانی و همه می دانند که نه ترسویم نه سود جو!

تو میدانی و همه می دانند که من سراپایم مملو از عشق به تو آزادی تو و سلامت تو بوده است ، و هست و خواهد بود.

تو می دانی و همه می دانند که دلم غرق دوست داشتن تو وایمان داشتن به تو است .

تو می دانی و همه می دانند که من خود را فدای تو کرده ام و فدای تو می کنم

که ایمانم تویی وعشقم تویی وامیدم تویی ومعنی حیاتم تویی وجز تو  زندگی برایم رنگ و بویی ندارد طعمی ندارد.

تو می دانی وهمه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبانم ،از آوردن برق امیدی در نگاه من، از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است .

تو می دانی وهمه می دانند که  شکنجه دیدن به خاطر تو ، زندان کشدن برای تو ورنج کشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است .از شادی تو است که من در دل می خندم.

ازامید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد ،

و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم.

 

گفتگوهای تنهایی



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391
زمان : 12:14 ق.ظ
مرثیه شهید چمران در سوگ دکتر شریعتی
نظرات |

ای علی؛ همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت، و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم!

ای علی من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگوارتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی…..

ای علی گفتی که هرکس گفتنی‌هایی دارد – و شخصیت هر انسانی به اندازه ناگفتنی‌های اوست. و من اضافه می‌کنم که درجه دوستی و محبت من با انسانی دیگر به اندازه ناگفتنی‌های است که می‌توانم با او در میان بگذارم – و از این ناگفتنی‌ها که می‌خواستم بازگو کنم، بی نهایت داشتم…………..

ای علی من دردمندم، دل شکسته‌ام، زیر کوهی عظیم از ظلم و ستم کوفته و پژمرده شده‌ام، دیگر صبر و تحملم به پایان رسیده است. خواستم از فرصت محالی که بدست آمده بود استفاده کنم، و در کنار تو، در پرتو روح بلند تو کمی ‌بیاسایم، عقده‌های باز نشدنی را باز کنم، ناگفتنی‌های فراوان را که همچون دریا بر قلبم موج می‌زند با تو بگویم، عقل را به عقلان واگذارم‌، زمام اختیار را بدست دل بسپارم‌، و آنچه را که بر قلب مجروح و شکسته‌ام می‌گذرد‌، بدون ترس و شرم بازگو کنم‌، می‌خواستم که بر بالهای خیال تو بنشینم و تا وادی نیستی پیش برانم و از درد هستی بیاسایم‌، خوش داشتم که وجود غم آلود خود را به سر پنجه هنرمند تو بسپارم‌، و تو‌، نی وجودم‌، سرود عشق، و آوای تنهایی، و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.

می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم‌، و تو اکثیر صفت غمهای کثیف را بر به زیبایی مبدل کنی، و سوز و گداز درونم را به زیبایی مبدل کنی‌، و سوز و گداز درونم را تسکین بخشی. می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم و ستم را که به شیعیان علی و حسین می‌گذرد به تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.

ای علی؛ شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ “بنت جبیل” رفته بودم و چند روز را در سنگرهای متقدم “تل مسعود” در میان جنگندگان “امل” گذراندم فقط یک کتاب با خودم بردم و آن کویر تو بود. کویری که یک عالم معنی و غنا داشت‌، و مرا به آسمان ها می‌برد و به ازلیت و ابدیت متصل می‌کرد، کویری که در آن آوای عدم را می‌شنیدم‌، از فشار وجود می‌آرامیدم‌، به ملکوت آسمان پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم.

ای علی؛ تو نماینده به حق محرومین و زجر دیدگان تاریخی، و من ناله درد مندان را از حلقوم تو می‌شنوم‌، خروش اعتراض آنها را در فریاد رعد آسای تو می‌یابم‌، سرنوشت هزاران کارگر بدبخت را از دریچه چشم تو می‌بینم که زیر تازیانه جالادان فرعون جان می‌دهندو زیر تخته سنگ‌ها دفن می‌شوند، و من صدای خرد شدن استخوان‌های نحیف آنها را زیر تخته سنگ‌ها می‌شنوم، و ضجه درد مندان و ناله زجر دیدگان دلم را به درد می‌آورد.

ای علی؛ دین داران متعصب و جاهلان تو را به حربه تکفیر کوفتند، از هیچ دشمنی و تهمت فرو گذار نکردند، و غرب زدگان که خود را به دروغ روشنفکر می‌نامند، تو را به تحمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند، و رژیم شاه که نیز که نمی‌توانست تو را تحمل کند، و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می دید، ترا به زنجیر کشید و بالاخره شهید کرد.

قسم به غم که تا روزگاری که دریای غم بر دلم موج می‌زند‌، ای علی تو در قلب من زنده و جاویدی‌.

قسم به ناله درد مندان و آه بینوایان، و اشک یتیمان‌، که تا استعمار و استبداد و استثمار وجود دارد‌، تو ای علی در جوش و خروش زنجیریان و محرومان حیات داری.



مرتبط با : یادبود دکتر شریعتی
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391
زمان : 12:08 ق.ظ
از جنس باران های بیابانی..
نظرات |

آپلود سنتر عکس رایگان

بعضی ها می شوند دریا،بعضی ها می شوند کوزه های آبی که از دریا برایمان

آب می آورند کوز های رنگین ، به رنگ شعر و موسیقی و فیلم و عکس و مجسمه و نوشته و…
بعضی هامی شوند چشمه وبعضی ها می شوند کوزه هایی که …
بعضی ها رود و …
بعضی ها باران
و
.
.
و شریعتی از جنس باران های تند و کوبنده ی بیابانی بود

از جنس دریاهایی که کنار کویر موج می زنند و از جنس چشمه هایی که



مرتبط با : یادبود دکتر شریعتی
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391
زمان : 12:04 ق.ظ
قلم توتم من است
نظرات |

قلم توتم من است.

او نمی گذارد که فراموش کنم,که فراموش شوم, که با شب خو کنم, که از آفتاب نگویم, که دیروزم را از یاد ببرم, که فردا را به یاد نیاورم, که از "انتظار"چشم پوشم, که تسلیم شوم, نومید شوم, به خوشبختی رو کنم, به تسلیم خو کنم, که ...

قلم توتم من است, توتم ماست, به قلمم سوگند, به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند, به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند, به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند...

که توتم مقدسم را نمی فروشم, نمی کُشم, گوشت و خونش را نمی خورم, به دست زور تسلیم نمی کنم, به کیسه ی زرش نمی بخشم, به سر انگشت تزویرش نمی سپارم.

دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم, چشم هایم را کور می کنم, گوش هایم را کر می کنم, پاهایم را می شکنم, انگشتانم را بند بند می برم, سینه ام را می شکافم, قلبم را می کشم, حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم,

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم.

به جان او سوگند که جان را فدیه اش می کنم, اسماعیلم را قربانیش می کنم, به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم, به فرمان او, هرجا مرا خواهد, هرجا مرا براند, هرچه از من بخواهد, در طاعتش درنگ نمی کنم.

قلم توتم من است, امانت روح القدس من است, و دیعه مریم پاک من است, صلیب مقدس من است, در وفای او اسیر قیصر نمی شوم, زرخر یهود نمی شوم, تسلیم فریسان نمی شوم.

بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند, به چهار میخ کوبند, تا او که استوانه ی حیاتم بوده است, صلیب مرگم شود, شاهد رسالتم گردد, گواه شهادتم باشد, تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام. تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام, تا زور بداند و تزویر بداند که امانت خدا را, فرعونیان نمی توانند از من گرفت, ودیعه ی عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود....

هرکس را, هر قبیله ای را توتمی است؛ توتم من, توتم قبیله من قلم است.

قلم زبان خداست, قلم امانت آدم است, قلم ودیعه ی عشق است, هرکسی را توتمی است, و قلم توتم من است,

و قلم توتم ماست....



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : توتم-قلم-توتم پرستی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391
زمان : 03:10 ب.ظ
تنهایی
نظرات |

حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائی است ،

بی آشنا بودن است ،

گنج بودن و در ویرانه ماندن است ،

وطن پرست بودن و در غربت بودن است .

عشق داشتن و زیبائی نیافتن است ،

زیبا بودن و عشق نجستن است ،

نیمه بودن است ناتمام زیستن است

بی انتظار گشتن است ،

چنگ بودن و نوازنده نداشتن است ،

نوازنده بودن و چنگ نداشتن است

متن بودن و خواننده نداشتن است

در خلا زیستن است ،

برای هیچ کس بودن است

برای زنده بودن کسی نداشتن است

بی ایمان بودن است

بی بند و بی پیوند و آواره بودن است

جهت نداشتن است

دل به هیچ پیوندی نبستن است

جان به هیچ پیمانی گرم نداشتن است .

اینها درد های وحشی بود

دردهای دل های بزرگ و روح های عالی

چگونه انسان می تواند باشد و رنج نکشد ،

باشد و دردمند نباشد ؟

من به جای بی رنجی و بیدردی همیشه آرزو می کرده ام که خدا مرا به غصه ها و گرفتاری های پست

و متوسط روزمره مبتلا نکند ، بکند اما روحم ، دلم ، احساسم را در سطحی که این دست اندازهای

پست را حس کند پایین نیاورد ، چه کسانی از چاله وله های راه رنج می برند و خسته می شوند و

به ناله می آیند ؟ کسانی که می خزند بیشتر ، آنهایی که می روند کمتر ،آنها که می پرند هیچ …

___________

گفتگوهای تنهایی ص ۷۲۴



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-کویریات-گفتگوهای تنهایی-خدا-تنهایی-آشنا-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391
زمان : 11:29 ق.ظ
نداشتن, نخواستن
نظرات |

خدایا
در برابر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشد, مرا با "نداشتن" و "نخواستن" رویین تن کن؛
همه ی بدبختی های انسان بابت همین دو چیز است, چون:
داشتن؛ انسان را محافظه کار و ترسو می کند
و خواستن؛ آدم را بزدل و چاپلوس


مرتبط با : نیایش اجتماعیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-نخواستن-نیایش-
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 24 خرداد 1391
زمان : 04:12 ب.ظ
بی شعوری
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 22 خرداد 1391
زمان : 03:06 ب.ظ
منفعت
نظرات |

کسانی هستند که فضای اندیشیدن انسانی شان در حدی است که آدم ها, رابطه ها, دوستی ها و دشمنی ها و حتی ازدواج شان بر اساس "پول" است؛ یعنی به نوعی با پدر زنشان ازدواج می کنند!

اینها برای عزیزترین کاری که در زندگی دارند بر اساس پول و منفعت نهفته در آن تصمیم می گیرند.

کسانی که این محاسبات را می کنند, حتی احساسات غریزی حیوان را هم ندارند!

هیچ وقت یک الاغ نر به خاطر جل یک الاغ ماده و به خاطر قالیچه یا چیزی که بر پشتش است, به طرف آن کشش پیدا نمی کند. وقتی که یک انسان به این صورت در می آید, از آن الاغ هم پایین تر است.



مرتبط با : انسان اجتماعیات
برچسب ها : منفعت-ازدواج-پول-مادیات-انسان-انسانیت-رابطه-دوستی-اجتماعیات-اجتماعیات دکتر شریعتی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 20 خرداد 1391
زمان : 03:56 ب.ظ
فرصت
نظرات |

سخنم را به پیروی از ابوذر _ كه پیرو اویم و مكتبم ، اسلامم و تشیعم و نیز خواستم و خشمم و آرمانم ، مكتب او و اسلام و تشیع او و نیز خواست و خشم و آرمان اوست _ به نام " خداوند مستضعفان" آغاز می كنم...

..اگر می خوانم،می جویم،می یابم و می گویم،انگیزه ام دردی است که ریشه در جانم دارد و اگر از اینهمه سر بتابم درد با جان یکی شده ،خواهدم کشت. بیماری مرگ آوری هست که به تاریخ ، فرهنگ ، مذهب و مردممان هجوم آورده است و یک لحظه غفلت همه چیز را نابود خواهد کرد . این است که آرام نمی یابم ، چرا که درد شدیدتر از آن است که فرصت آرامشی دهد و بیماران ، به مرگ نزدیک تر از آن که بتوان به خوشایند و بدآینددیگران اندیشید...




مرتبط با : اجتماعیات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391
زمان : 03:20 ب.ظ
سرنوشت
نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 17 خرداد 1391
زمان : 04:01 ب.ظ
تردید..
نظرات |

این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست و چاره دیگری نیست.

و من چنین کردم اما چنین نبودم و این دوگانگی مرا رنج می داد..

مرا همواره دو نیمه می کرد: نیمی بودنم, نیمی زیستنم

و من در میانه نمیدانستم کدامینم؟!

که میداند که این تردید تا کجا وحشتناک است...؟

 

"هبوط"



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-تردید-هبوط-بودن-زیستن-درد بودن-عقل مصلحت اندیش-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 15 خرداد 1391
زمان : 02:12 ب.ظ
علی...
نظرات |

مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟

باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟

او با علی آشناتر است



 

"اسلام شناسی ، ص ۵۸۷ "



مرتبط با : امام علی
برچسب ها : امام علی-علی-سکوت-اسلام شناسی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 15 خرداد 1391
زمان : 02:11 ب.ظ
حرف هایی برای نگفتن
نظرات |

سرمایه ماورایی هر کسی به اندازه حرف هایی است
که برای نگفتن دارد ،
حرف های بی تاب و طاقت فرسا ،
که همچون زبانه های بی قرار آتشند،
و کلماتش هر یک ،
انفجاری را به بند کشیده اند ،
کلماتی که پاره های "بودن" آدمی اند ....
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند
اگر یافتند، یافته می شوند
و در صمیم وجدان او آرام می گیرند
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند.



مرتبط با : کویریات
برچسب ها : حرف هایی برای نگفتن-بودن-کویریات-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : شنبه 13 خرداد 1391
زمان : 02:17 ب.ظ
آزادی شرافت آگاهی
نظرات |

من معتقدم هرچه درباره‌ی انسان گفته‌اند فلسفه و شعر است و آنچه حقیقت دارد جز

این نیست که انسان تنها آزادی است و شرافت و آگاهی.

 و این‌ها چیزهایی نیست که بتوان فدا کرد، حتی در راهِ خدا

 

مجموعه آثار ۳۵ / آثار گونا‌گون / ص۵۴۹



مرتبط با : انسان
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-آزادی-شرافت-آگاهی-انسان-
نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1391
زمان : 10:28 ب.ظ
دکتر در غربت همچنان مظلوم
نظرات |

گزارشی از مرقد معلم شهید دکتر شریعتی
نقل از نشریه: جهان اسلام

در مقبره بسته بود و زائران ایرانی از پشت میله های آن فاتحه و اخلاص نثار می کردند. فاصله ی چندقدمی ما با خاک او, چون فاصله از ایران تا سوریه جلوه می نمود, همانند دیگران فاتحه خواندیم و به دنبال یافتن کلید مقبره به صحن زینبیه بازگشتیم.
بسوی حجره ای رفتیم و در زدیم: "دفتر ولی فقیه در زینبیه"
روحانی جوانی در را گشود, پرسیدیم مسئول مسجد ایرانیان و نماینده ولی فقیه کجایند؟ با دست به وی اشاره نمود, مشکل خود را جهت چگونگی دست یابی به کلید مقبره ی دکتر با وی در میان گذاشتیم چرا که فکر میکردیم علی القاعده ایشان باید در جریان باشند و منطقا مسئولیت مقبره ی دکتر با نمایندگان ایرانی خواهد بود.
گفتیم: برای تهیه گزارش آمده ایم.
اما ایشان بدون هیچ مقدمه ای گفتند:
"
چرا میخواهید بروید سر قبر آن "بی دین"؟ بهتر است به حرم بروید! آیا کتاب های او را خوانده اید؟"
....
توان پاسخ گفتن از دست ما رفته بود, ناطق خاموش شدیم. آخر باورمان نمیشد که غربت شریعتی نیز چنان مظلومانه باشد. پس از درنگی کوتاه به خود آمدیم و با ایشان سخن گفتیم.
وی گفت: بحثی ندارم.
گفتیم: پیامبر (ص) فرموده اند: وان احد من المشرکین...
باز گفت: بحثی نداریم
پرسیدیم: آیا اجازه میدهید این سخنان را از قول شما در مطبوعات ایران چاپ کنیم؟
پاسخ دادند: هرکاری میخواهید بکنید و در را بستند...
خموش و اندیشناک بسوی دکتر پیش آمدیم. سرای مغفول و مقفول او اشعار مولوی را تداعی می نمود:
بر لبش قفل است و در دل رازها
لب خموش و دل پر از آوازها...

مرتبط با : یادبود دکتر شریعتی
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1391
زمان : 01:08 ب.ظ
حق
نظرات |

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

"شهادت"

 



مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-حق-باطل-
نویسنده : ...
تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1391
زمان : 12:16 ب.ظ
آدم باش
نظرات |

انسان در زیر بار سنگین موفقیت هایش دارد مسخ میشود,

علم امروز انسان را دارد به یک حیوان قدرتمند بدل میکند.

تو هرچه میخواهی باشی باش, اما... آدم باش



وصیت نامه دکتر شریعتی




مرتبط با : وصیت نامه انسان
برچسب ها : آدم-آدم باش-موفقیت-مسخ-وصیت نامه-وصیت نامه دکتر شریعتی-دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-جملات قصار دکتر شریعتی-جملات زیبای دکتر شریعتی-جملات زیبا از دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391
زمان : 11:36 ب.ظ




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]