تبلیغات
هبوط - مطالب دی 1391

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
خوشبختی
نظرات |

چه خوشبختی بزرگی ست بدبختی های کوچک ! روح های اندکی که از رنجهای حقیر به ناله می آیند، دردهای روزمره گرفتارشان میکند ، قدر سعادت بزرگی را که خداوند نصیبشان کرده است نمی دانند . اینها از لذتهای روزمره و نعمتهای ریخته پاش هم غرق شور و شعف میشوند . این دنیا ، برای این دلها بهشت است . کامی که با آب نبات شیرین می شود چقدر آسان میتواند خوشبخت باشد . 

آثار گونه گون


نویسنده : ...
تاریخ : پنجشنبه 28 دی 1391
زمان : 05:20 ب.ظ
لیاقت
نظرات |

افسوس که چقدر زیبائی ها و عظمت ها در دست ملت هائی که لیاقت داشتنش را ندارند پامال می شود

علی حقیقتی بر گونه اساطیر



نویسنده : ...
تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1391
زمان : 09:46 ب.ظ
این چنین
نظرات |

من، به لطف خدای بزرگ که از این همه محبت‌های اعجازگرش نسبت به خویش شرمنده‌ام و احساس آن، قلبم را به درد می‌آورد و روحم را از هیجان به انفجار می‌کشاند، بی‌آنکه شایستگی‌اش را داشته باشم به راهی افتاده‌ام که لحظه‌ای از عمر را برای زندگی کردن و خوشبخت شدن حرام نمی‌کنم و توفیق‌های او ضعف‌هایم را جبران می‌کند و چه لذتی از اینکه عمر ناچیزی که در هر صورتش، می‌گذرد این چنین بگذرد؟

آخرین نامه به پدر


مرتبط با : نامه ها
نویسنده : ...
تاریخ : سه شنبه 26 دی 1391
زمان : 12:28 ب.ظ
خوشبختی
نظرات |


من هرگز دعا نکرده‌ام که خدا برایم خوشبختی‌ و اسودگی‌ و بی‌دردی آورد! هرگز.


بی‌ درد یک جماد است، گیاه است. انسان ، فهم، احساس، چگونه میتواند باشد و رنج نکشد؛ باشد و دردمند نباشد؟



گفت گوهای تنهایی‌



مرتبط با : کویریات
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 15 دی 1391
زمان : 05:34 ب.ظ
سر و ته یه کرباس
نظرات |

این چادرهای سیاه را نه فرهنگ و تمدن جدید و نه رشد فکری و نه شخصیت یافتن واقعی و نه آشنایی با روح و بینش و مدنیت اروپا, بلکه آجان و قیچی از سر اینان برداشت, بر اندام اینان درید و آنگاه نتیجه این شد که همان شاباجی خانم شد که بود, منتها به جای حنا بستن گل مو میزند و به جای خانه نشستن و غیبت کردن, شب نشینی میکند و پاسور میزند. از خانه به خیابان منتقل شده است. هم اوست که فقط تنبانش را درآورده است و بس. یک ملاباجی اگر ناگهان تنبانش را درآورد و یا به زور درآورند  چه تغییراتی در نگاه و احساس و تفکر و شخصیتش رخ خواهد داد؟
چه گرفتاری عجیبی در قضاوت میان این دو صف متجانس متخاصم پیدا کرده ام. هروقت آن "ملاباجی گشنیز خانم" ها را میبینم میگویم باز هم آنها و هروقت آن "جیگی جیگی ننه خانم" ها را میبینم میگویم باز هم اینها.



مرتبط با : زن وصیت نامه
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 8 دی 1391
زمان : 09:55 ب.ظ
دنیای خالی
نظرات |

وای که چقدر این دنیای خالی و نکبت بار برای فهمیدن و حس کردن سرمایه دار است, لبریز است.

چقدر مایه های خدایی که در این سرزمین ابلیس نهفته است.

زندگی کردن وقتی معنا می یابد که فن استخراج این معادن ناپایدار را بیاموزی ..



مرتبط با : وصیت نامه
نویسنده : ...
تاریخ : جمعه 8 دی 1391
زمان : 09:54 ب.ظ