تبلیغات
هبوط - بحر در کوزه

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو؛ در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه باارزش

 
 
بحر در کوزه
نظرات |

من اکنون رسیده ام به کناره ی دریایی بی انتها

دریایی موج زن از درد

دریایی از آن الهام های پاک اهورایی

که در این قرن های سکوت جاهلی،آبشخور هیچ احساسی نبوده است

از آن گوهر های گرانبهای غیبی

که در این خلوت تاریخ

در صدف هیچ فهمیدنی نگنجیده اند

و من چگونه این کوزه ها را پر کنم

و بدهم به دست توی تشنه

ای جان سوخته ی آپولون!

ای که جوی آلوده ی این بازار

از کنارت می گذرد

می دانم تشنه ای اما...

این دریا را در کوزه نمی توان کرد...


مرتبط با : گوناگون
برچسب ها : دکتر علی شریعتی-دکتر شریعتی-علی شریعتی-معلم شهید دکتر علی شریعتی-جملات دکتر شریعتی-سخنان دکتر شریعتی-
نویسنده : ...
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1391
زمان : 01:24 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
marionbeaty.hatenablog.com چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:11 ب.ظ
This post will help the internet visitors for creating new weblog or even a weblog from start to end.
BHW جمعه 25 فروردین 1396 08:49 ب.ظ
Thank you for sharing your info. I really appreciate your efforts and I will be waiting for your next write ups thanks once again.
خودکار سفید یکشنبه 5 شهریور 1391 06:46 ب.ظ
این باید بخشهای پایانی معبد باشد.
یادم هست هر بار که به آخرش می رسیدم تمام بدنم لرزان و چشمانم خیس می شد، هنوز هم همینطورم، اخرین بارش یک ماه پیش...
چه موهبتی بود و هست برخورد با روحی چون روح شریعتی.
... پاسخ داد:
به قول خود دکتر: آه اگر در زندگی اینها را نمی شناختم! احساس میکنم که اگر این حادثه ی بزرگ در عمرم رخ نمیداد, تا آخر عمر از چه چیزهایی بی خبر می ماندم!
فروغ یکشنبه 5 شهریور 1391 06:29 ب.ظ
دلم به بهانه ی ندیدنت گریست...،
گذاشتم بگرید تا بداند تا بداند هرچه خواست همیشه نیست...
(آپــــــــــــــم)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر